
ســـلام مــن بــه مـحـرم، مـحـرم گــــل زهــرا
بـه لطـمههـای ملائـک بـه مــاتـم گــل زهـرا
سـلام مـن بـه مـحـرم بـه تشنـگی عـجـیـبـش
بـه بـوی سیـب زمـینِ غـم و حـسین غریـبش
سلام
میان ویرانه های افکارم باز به سوی دوستان قدیمم آمدم ، تا یک بار دیگر در آستانه ماه غم ، محرم ماه حسین در کنار هم باشیم .
من مفتخرم که عمریست مهر بندگی خاندان عترت در پیشانیم ثبت گشته وکاری جز غلامی این خاندان را ندارم . دوباره وقت خانه تکانی رسیده، وقت آب و جارو کردن ... هلال ماه غم که تصویر هلال فرزند زهرا بر آن کشیده شده است دو باره می آید ... همتی ، خیزید زجا دل را سیاهکوبی کنید ، صدای کاروانی میاد دورادور ، کاروانی پر از نور که جلوی آن حسین است و کنارش عباس و کمی آنطرفتر علی اکبر و در میان چون جواهر گرانبها که بزرگان از آن محافظت می کنند زینب است رقیه ، زینب است و سکینه ، زینب است و رباب ، زینب است و اهل خیام ، زینب است و اطفال و زینب است زینب است و زینب است ...
چه خانواده پر از شوری ، چه زیبا بازی می کنند کودکان آنان ، چه اذانی می گوید علی اکبر ، چه احترام دارد بی بی زینب ، چه سایه ای افکنده بر سر این کاروان ابهت حضرت حسین بن علی فرزند شیر خدا و شاهمردان ...
گویی غم به کاروان راه ندارد ...
ادامه دارد ...
نریمان افزود: اینها میخواهند خودشان را مطرح کنند و مرید جمع کنند. میگوید من نمیدانستم اینها سبکهای آن طرف آبی است. میگوید فی البداهه میخوانم. شعر و سبکش عین خوانندههای غربی است بعد میگوید فی البداهه میخوانم. اگر تو فی البداهه میخوانی پس این خانم هایده و آقای اندی که قبل از تو این سبک را خواندهاند، چطور سبک و شعر تو عین آنها شده است.
وی که با نشریه «سپیده دانایی» مصاحبه میکرد ادامه داد: من سند دارم که تو همه اینها را از روی نوارهای رقاصههای خارجی گوش کردهای و خواندهای. چطور راحت دروغ میگویی؟ بعد در مجالسشان میبینی که همهچیز شده این آقای مداح. نه واعظ، نه روحانی و نه سخنران. بعد میپرسی مقتل، میگوید من چهل حدیث میخوانم. آخر این چهل حدیث امام(ره) که مقتل نیست.
وی با اشاره به اینکه الگوی خود در مداحی حاج ماشاءالله عابدی است، افزود: شما ببینید که این آدم یک نوار یا عکس در بازار دارد؟ اما در بازار میبینی 40-30 مدل عکس از این مداح جوان وجود دارد.


با احترام، ضمن توجه به خبر شماره 10373 مورخ 19 اردیبهشت ماه در سایت وزین «تابناک» به نقل از سایت «فردا»، جوابیه جناب آقای حاج عبدالرضا هلالی را که خطاب به مدیر مسئول ماهنامه «سپیده دانائی» ارسال شده، به حضور ایفاد میگردد.
خواهشمند است با توجه به درج خبر مذکور در سایت «تابناک» دستور فرمایید متن این جوابیه نیز به نحو مقتضی در سایت تابناک منتشر گردد.
قبلا از توجهات عالیه حضرتعالی کمال تشکر و قدردانی را داریم.
سایه مقام معظم رهبری مستدام
مسئول روابط عمومی و تبلیغات
«بسم الله الرحمن الرحیم
مدیر مسئول محترم نشریه سپیده دانائی
سلام علیکم
بر خود فریضه میدانم پیش از هر حرفی تشکر قلبی خود را ابراز دارم که با دلسوزی و جدیت حرفهای باب موضوع آسیب شناسی هیئات حسینی را مفتوح نمودید. صداقت شما در ارائه معضلات این وادی و اظهار راه حلهای دلگرم کنندهتان تحسینبرانگیز و قابل قدردانی است. برای روشن شدن بحثهای طرح شده لازم میدانم نکاتی را عرض کنم:
1ـ بنده مانند شما معتقدم که درستترین و اصولیترین شیوههای مجلس عزاداری، همان سیره اهلبیت علیهم السلام و علمای اعلام و مراجع تقلید و همان هیأتها و مداحیهای سنتی است که حاصل خون دل خوردنهای کهنه نوکران صادق و با تقوای معصومین میباشد. هرچند به نوآوری صحیح و اصولی، آنگونه که مقام معظم رهبری مدظله العالی عنایت ویژه دارند، معتقدم. امیدوارم خداوند ما را از آفات دوره آخر الزمان محفوظ بدارد.
2ـ لازم میدانم که یادی از استاد ارجمندم حاج منصور ارضی حفظهالله بنمایم که بحق و شایستگی سایه بزرگوار ایشان بر سر حقیر بوده است. خداوند متعال را شاکرم که نعمت پیر و مرادی همچون ایشان را بر جامعه مادحین به حد کمال رسانده است. وجود نازکش آزرده گزند مباد.
3ـ با مطالعه متن سخنان دلسوزانه برادر بزرگوار جناب کربلایی نریمان پناهی حفظهالله هم از احساس مسئولیت ایشان و دقتهای با شائبه ایشان لذت بردم. فرمودههای ایشان هم برای حقیر مانند مکتبی است که بر خود لازم میدانم از تجربیات ایشان کمال استفاده را ببرم.
4ـ جا دارد سلام و درود بیپایان خویش را نثار روح ذاکر دلسوخته سید الشهدا علیه السلام مرحوم سید جواد ذاکر رحمه الله علیه نمایم که شهاب وار در آسمان مرثیه درخشید و انشاءالله بر سفره کرامت جدش مهمان باشد.

5ـ من از تمام اشتباه و خطوری که در نوکریام داشتهام شرمگینم و امیدوارم که خداوند متعال به مدد حضرت حجت عجلالله تعال فرجه، توفیق خلوص و نوکری شایان به حقیر عطا کند و در این راه به شدت به فرمایشات مراجع عظام تقلید و بزرگان عالم مداحی محتاجم و انشاءالله سرباز گوش به فرمانی برای ولایت و حوزه باشم. و ما توفیقی الا بالله.
6ـ فرض است که به دشمنان دین و انقلاب که به هر شیادی مشغول آلوده نمودن فضای مطهر حریم هیئات میباشند، تذکر دهم که خون ما ارزانی این قداستهایی است که نسل به نسل و سینه به سینه به دست ما رسیده و مطمئن باشند که هیچ تضاد و جدایی بین نوکران و دوستان آل الله نیست و هر چه هست تلاش برای نوکری بهتر و شایستهتر است. حرمت این بساط و حرمت خادمین صادق این دستگاه بر هر کسی واجب است. ادب در این حریم، بنایی است که انشاءالله از باد و باران گزند نخواهد دید.
7ـ اللهم عجل لولیک الفرج
حقیر، عبدالرضا هلالی»
زن مگو مرد آفرین روزگار زن مگو بنت الجلال اخت الوقار
زن مگو عرش خدا را قائمه یک محمد یک علی یک فاطمه
سالروز خجسته میلاد بانوی فصاحت و اعجاز، فروغ تابنده کوثر، تجسم زهد، ورع، علم، عفاف و شهامت و عقیله بنی هاشم، زینب کبری (سلام الله علیها) برتمامی ارادتمندات آن حضرت تبریک و تهنیت باد .
طبع میخواهد که وصف زینب کبری کند ، لیک، قطره کی تواند صحبت از دریا کند ؟ توسن طبعم در اینجا پای در گل مانده است ، مرغ بیپر چون سفر بر عرصه عنقا کند؟ نطق گویا عاجز است از شرح و ذکر وصف او ، کی تواند خامه مدح آن ملکسیما کند؟ جد پاکش مصطفی، باب کبارش مرتضاست ، مادرش زهرا که مدحش ایزد یکتا کند ، چون حسین و چون حسن دارد برادر، هر یکی ، ناز بر موسی بن عمران، فخر بر عیسی کند ، در شهامتبود وارث بر علی مرتضی ، همت والای او تفسیر «کرمنا» کند ،دختر زهرا که در حجب و حیا و عصمتش ،نقش مادر را به خوبی در جهان ایفا کند ،در شجاعت چون حسین و در صبوری چون حسن ، در عبادت پیروی از مادرش زهرا کند ،در دریای عفاف و گوهر گنجحیاست ، عفتش یاد از حیای مریم عذرا کند ، گاه در آغوش گیرد اصغر لب تشنه را ، تا بخوابد آب را در خواب خود رؤیا کند ، گاه دلداری دهد بر مادران سوکوار ، گاه دلجوئی ز آل و عترت طاها کند ، گاه آید بر سر نعش برادر از خیم ،از ته دل ناله و فریاد و واویلا کند ،گاه هم گیرد ز دست دختران بیپناه ،از خیام سوخته رو جانب صحرا کند ، کیست چون زینب کسی کو در دیار کربلا ، ناله جانسوز او تاثیر در دلها کند؟ کیست چون زینب که با یک جلوه از نور رخش رخنهها در قلب موسی، در دل سینا کند؟ کیست چون زینب که در راه رواج دین حق ،مو به مو برنامه دین خدا اجرا کند؟ کیست چون زینب کسی کو در ره دین خدا ،در جهان دار و ندار خویشتن اهدا کند؟ کیست چون زینب کسی کو با اسیری خودش ،خون پاک کشتگان کربلا احیا کند؟ کیست چون زینب که با تدبیر مظلومهاش ،دشمن پست و زبون را تا ابد رسوا کند؟ کیست چون زینب کسی کو در میان دشمنان چون علی مرتضی در نطق خود غوغا کند؟ کیست چون زینب که در بزم یزید بیحیا خطبهای ایراد کرده محشری برپا کند؟ کیست چون زینب که او با یک کلام آتشین ،تنگ و تاریک این جهان در دیده اعداء کند؟ دختر شیر خدا بود و خودش هم شیر بود ،کس ندیده شیر را کز روبهان پروا کند ،در جهان املاء دین را کرده انشاء مو به مو ،کیست چون زینب که این املاء را انشاء کند؟ پیروی باید کند از دخت زهرا و علی ،هر که میخواهد که راه دین حق پیدا کند ، روز محشر گر به شکوه لب گشاید بیگمان ، محشری دیگر بپا در محشر کبرا کند ، دشمنانش در سقر سوزند در نار غضب ، دوستانش هم مقر در سایه طوبا کند ، ای «رسولی» غم مدار از گیرودار روز حشر ، دختر زهرا اگر از راه لطف ایما کند ...
خدایا مارا کربلایی کن ...
دل آدمی در تلاطم عرفه، وضو می گیرد و در کربلا، جاری می شود. . لب ها به دعا مشغول و چشم ها کار ابر را در بارش باران به عهده خود می گیرد . دل، بیقرار یک عشق قدیمی ، یک عشق مادر زادی یا اینکه یک عشق ناب به حضرت اباعبدالله الحسین (ع) شده است. دیده گان باران خورده با حاجت های ما به امید اجابت و این جا کربلاست ، این جا نهایت عاشقیست . نگاه اول خدا به کربلایی های کربلاست و بعد به حاجیان عرفات . ای صاحب روز عرفه ، ای مخاطب دعای روز عرفه اگر چه قسمت نشد که امسال کربلا باشیم آنجا با تو نجوا کنیم اما ما را به چشم یک کربلایی ببین ، ای صاحب روز عرفه عرفه.
وَحِمالَةِ اُمِّ رَاءْسى وَبُلُوعِ فارِغِ حَباَّئِلِ عُنُقى وَمَا اشْتَمَلَ عَلیْهِ تامُورُ
و رشـتـه و عصب مغز سرم و لوله (حلق ) متصل به رگهاى گردنم و آنچه در برگرفته آن راصَدْرى وَحمائِلِ حَبْلِ وَتینى وَنِیاطِ حِجابِ قَلْبى وَاءَفْلاذِ حَواشى
قفسه سینه ام و رشته هاى رگ قلبم و شاهرگ پرده دلم و پاره هاى گوشه و کنار
کَبِدى وَما حَوَتْهُ شَراسیفُ اَضْلاعى وَحِقاقُ مَفاصِلى وَقَبضُ
جگرم و آنچه را در بردارد استخوانهاى دنده هایم و سربندهاى استخوانهایم و انقباض
عَوامِلى وَاَطرافُِ اَنامِلى وَلَحْمى وَدَمى وَشَعْرى وَبَشَرى
عضلات بدنم و اطراف سر انگشتانم و گوشتم و خونم و موى بدنم و بشره پوستم
وَعَصَبى وَقَصَبى وَعِظامى وَمُخّى وَعُرُوقى وَجَمیعُِ جَوارِحى وَمَا
و عصبم و ساقم و استخوانم و مغزم و رگهایم و تمام اعضاء و جوارحم و آنچه بر اینها
انْتَسَجَ عَلى ذلِکَ اَیّامَ رِضاعى وَما اَقلَّتِ الاَْرْضُ مِنّى وَنَوْمى
بافته شده از دوران شیرخوارگیم و آنچه را زمین از من بر خود گرفته و خوابم
...
نمی دانم وقتی به این فراز های دعای عرفه می رسیم ، انگاری امام حسین می خواهد حرفی بزند ، شاید دارد تکه تکه های بدن خود را شا هد می گیرد ، همان بدنی که عصر روز دهم .....
خدا یا ما را کربلایی کن...


