حرف دل (۳)

باران كه ميباره دلم ميخواد خيس بشم شايد با خيس شدن زير بارون همه بدي ها از وجودم بره بيرون دلم ميخواد قلبم هميشه پاك باشه هر كاري مي كنم ،نميتونم بد باشم، نميتونم بدجنس باشم، نميتونم بد كسي رو بخوام، با اينكه همه با هم دور رنگ بودن ، ولي من نميتونم دو رنگ باشم، با اينكه خيلي ها بهم بدي كردن،دلم رو شكستن، اشكم در آوردن، با حرفهاشون خوردم كردن، زير پاهاشون له هم كردن و خيلي بي تفاوت از كنار گذشتن، ولي من هنوز از همه اون آدمها خاطرات خوبشون رو به ياد دارم وقتي بر مي گردم به اون روزهاي خوب دلم براشون تنگ ميشه با اينكه اونها ديگه يادي از من نكردن ولي من دارم با يادشون زندگي ميكنم خيلي هم خوشحالم كه يه همچين آدمي هستم ، راضيم از اينكه اينطوري هستم، چونكه من با اونها كاري ندارم ، بذار خوش باشن، من دوست دارم خودم بهترين باشم!!!!!