علت گرايش كم‌سابقه به اسلام در آمريكاي لاتين

هم‌زمان با تحول سياسي در كشورهاي آمريكاي لاتين و محبوبيت مخالفان آمريكا، گزارش‌ها حاكي است، اسلام نيز ناگهان رشد بي‌سابقه‌اي در اين كشورها يافته است.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب» به نقل از «واشنگتن‌پست»، «جكي آولار» هر روز صبح با ساعتي كه پنج بار در روز اذان مي‌دهد، از خواب برمي‌خيزد. يك طرف تختش اين ساعت است و طرف ديگر آن مجسمه مريم مقدس(س). او به عنوان يك مسلمان، مي‌خواهد كه اين مجسمه را بردارد، اما به عنوان يك لاتين نمي‌تواند و پدر او كه يك كاتوليك السالوادوري است، مي‌خواهد كه آن بماند.

خانم آولار 31 ساله، هم‌اكنون ديگر نه به كنار دريا مي‌رود و نه به رقص‌هاي دسته‌جمعي؛ وي يك مسلمان وفادار به دستورهاي ديني‌اش شده است.

او نخستين فرد مسلمان در كشوري است كه هيچ‌گاه ديني غير از مسيحيت و مذهبي جز كاتوليك را نديده است.
در اين كشور، هزاران مهاجر لاتين ديگر، خود را مسلمان معرفي مي‌كنند. تعداد دقيق آنان مشخص نيست، ولي برآورد مي‌شود كه حدود چهل تا هفتاد هزار نفر باشند. اين گرايش‌ها به اسلام به هويتي براي مهاجران تبديل شده است. نسل جديدي از آنان كه به ندرت در زادگاهشان با اين تفكر روبه‌رو شده‌اند، امروزه از هر زمان ديگري، راحت‌تر مي‌توانند به ترجمه اسپانيايي قرآن دست يافته و در مورد اسلام بيشتر بدانند. اما لاتين‌ها با اسلام آوردن، دچار تعارضات بسياري مي‌شوند.

اين گروندگان در سراسر آمريكاي لاتين پراكنده‌اند، آنان در اسلام اخلاص و سادگي را يافته‌اند كه در كاتوليك نبوده است.

زنان لاتين هم‌اكنون احساسي دارند كه هيچ‌كدام از زنان غربي ندارند؛ يعني احترام به زنان.
براي «پريسيكا مارتينز» از نسل سوم مكزيكي ـ آمريكايي، گرويدن به اسلام با يك پرسش، آغاز و براي «مارگارت اليس» پانامايي ـ آمريكايي نيز با يك پرسش تمام شد.

روزي مارتينز از پدر روحاني پرسيد: چرا مسيحيان به «تثليث» اعتقاد دارند، اما هيچ‌گاه پاسخ قانع‌كننده‌‌اي دريافت نكرد، به اين ترتيب، سؤال‌‌هاي ديگري برايش ايجاد شد، تا جايي كه فهميد نمي‌تواند با خدا رابطه داشته باشد.
وي در دروس خاورميانه دانشگاه با اسلام آشنا و در پايان سال اول با گفتن شهادتين مسلمان شد. اين در حالي بود كه خانواده‌اش گفتند: يا خانه يا اسلام و او اسلام را برگزيد.

اليس نيز خواستار رابطه نزديك‌تري با خداي خود بود و همين سبب شد، به اسلام روي آورده و نام خود را به «فرحناز» تغيير دهد.

آولار در زمان حملات 11 سپتامبر در دانشگاه «جرج ميسون» آمريكا با يك پاكستاني آشنا شد. پس از اين حادثه از او پرسيد كه چگونه مسلمانان مي‌توانند اين كارها را بكنند و از او جدا شد. اين امر باعث شد تا او كنجكاو شده و پس از فروكش كردن ناراحتي‌اش در مورد اسلام از او توضيح بخواهد و سپس خود ادامه داد.

اعتقادات آولار نه با سياست و نه بي‌عدالتي عليه مسلمانان شكل گرفت. او مي‌گويد: من عاشق كشورم هستم و زندگي كردن در اينجا را دوست دارم. لاتين بودن را دوست دارم و از بيش از همه آنها، عاشق اسلامم.

او مي‌گويد: نقشي كه زنان در اسلام دارند، او را اذيت نمي‌كند نقشي را كه خيلي غربي‌ها آن را سركوب كرده‌اند يا غيرمساوي و... مي‌دانند. او اين نقش را تنها احترام‌آور مي‌داند.

آولار ادامه مي‌دهد: پيش از اسلام آوردن، زماني كه در خيابان راه مي‌رفتم، عده‌اي از پسرهاي محله به من متلك مي‌‌گفتند، ولي پس از اسلام آوردن و از زماني كه با حجاب خارج مي‌شوم، آنان تنها در سكوت من را نگاه مي‌كنند و من اين احترام از جنس مخالف را مي‌پسندم؛ الحمدالله.