با آل سفيان تا امروز!

عادت كرده‏ايم كه تكرار تاريخ را باور كنيم! عادت كرده‏ايم كه شاهد ساكت تكرار تاريخ باشيم!
و البته ديگر كسى نيست كه بر سرمان فرياد بكشد: يا اشباه‏الرجال...
بايد باور كنيم در همين مملكت، در همين تهران و در مسجد دانشگاه شريف به تابوت شهداى گمنام اهانت مى‏كنند و ما شاهد و ناظريم و البته ساكت!
تابوت شهيدان گمنام ساعت‏ها بر روى زمين مى‏ماند و دفن نمى‏شود!
چرا؟چون آل معاويه و ابوسفيان هنوز زنده‏اند!
و به راستى چه كسانى جز نوادگان معاويه و فرزندان خلف هند جگرخوار مى‏تواند در برابر تابوت شهدا بايستند، كف بزند و ترانه بخواند و اجازه دفن استخوان‏پاره‏هاى شهيدان گمنام را ندهد؟
دوشنبه سياه دانشگاه شريف نمادى از جولان جوجه كفتارهاى بنى‏اميه در روزگار غربت فرزندان گمنام امام مجتبى(ع) بود!
دوشنبه سياه صداى زوزه‏ها در صحن مسجد دانشگاه پيچيد كه:
"انجمن اسلامى دانشگاه شريف اجازه دفن شهدا را نداده است!" (1)
"ما اعضاى انجمن اسلامى دانشگاه شريف اجازه دفن شهداى گمنام در دانشگاه را به احدى نخواهيم داد."(2)
راستى كدام بچه شيعه‏اى است كه نشنيده باشد قاتلان على(ع) و زهرا(ع)، قاتلان حسن و حسين(ع) و قاتلان آل على(ع) ادعاى نامسلمانى كرده باشند؟
مگر شمر، عمر سعد، جعده، معاويه، حرمله، عبيدالله بن زياد، قطام و...ادعاى نامسلمانى داشتند؟
بايد هم انجمن اسلامى! دانشگاه شريف در بالاى تابوت شهداى گمنام هلهله كند، كف بزند و اجازه دفن ندهد!
چرا انجمن اسلامى دانشگاه شريف و البته ساير شعبات دفتر تحكيم وحشت! با دفن شهدا در دانشگاهها مخالفند؟
چون دانشگاهها بايد مثل اين روزها عين تالار عروسى باشد!
چون دانشگاهها بايد نمايشگاه دختران آرايش كرده و نيمه برهنه باشد!
چون دانشگاه بايد عرصه خنده‏هاى مستانه و دوستى‏هاى لحظه‏اى و حلقات تنگاتنگ همنشينى دختران بى‏حيا و پسران بى‏عفتى باشد كه از دانشجويى صرفاً دختربازى و رفاقت‏هاى ساعتى و كوهنوردى‏هاى مختلط و پارتى‏هاى شراب‏آلودش را خوب مى‏فهمند!
و درست به همين دلايل است كه نبايد هيچ شهيدى در دانشگاه دفن شود!
و صد البته حضور استخوان‏پاره‏هاى شهداى گمنام در فضاى دانشگاهها اجازه افسار پاره كردن‏ها و عياشى‏ها و بدمستى‏ها را به هيچ كس نخواهد داد!
و چرا كه شهدا ميراث‏دار غيرت علوى و فاطمى بوده‏اند و هستند!
و مگر شهدا مثل ما اهل تساهل و تسامح و مصلحت انديشى و حفظ كلاس! بودند؟ كه اگر بودند مثل ما و مثل خيلى‏هاى ديگر زنده بودند و كت و شلوار و پيراهن يقيه سه سانتى مى‏پوشيدند و تسبيح به دست براى فراموشى نهى از منكر به هزار اما و اگر و توجيه علمى و روانشناسى متوسل مى‏شدند!
اما حضور استخوان‏پاره‏هاى شهداى گمنام در دانشگاهها فريادى ابدى و دائمى بر سر تمامى اهل منكر خواهد بود! اهل منكرى كه دانشگاه مملكت امام زمان(عج) را به عياشخانه تبديل كرده‏اند!
و بايد كه انجمن اسلامى و دفتر تحكيم وحشت! با دفن شهدا مخالف باشند! چرا كه حضور شهدا عيش و شهوت را به كامشان زهر خواهد كرد!
جوجگان و دست‏پروردگان مكتب ليبراليسم فرهنگى و اباحه‏گرى مثل مولاى مرتدشان "مصدق‏السلطنه" با هر چه نماد ديندارى و غيرت و حيا و عفت است مخالفند! آن هم با توسل به هر روش ليبراليستى! خواه كتك زدن رئيس دانشگاه تا سر حد بسترى شدن در بيمارستان باشد و خواه شكستن شيشه‏هاى ساختمان رياست دانشگاه!
خواه بر هم زدن امنيت و قداست خانه خدا با پرتاب مواد انفجارى باشد خواه توهين به شهداى گمنام!
و بعيد نيست اينها كه امروز با شهدا به جنگ برخاسته‏اند ميل داشتند پوتين گرگ‏هاى بعثى بستر نواميسشان را نوازش كند! چرا اگر پيكرهاى نحيف بچه‏بسيجى‏هاى 14، 15 ساله در برابر شنى تانكهاى تى 72 حزب بعث، سد نمى‏شد آنگاه نوادگان امروزين معاويه و ال آب توديت اباسفيان در اصل و نسبشان از "تكريتيان" هم بهره مى‏بردند!
و دقيقاً به همين دليل است كه شهدا مجرمند! و دقيقاً به همين دليل است كه امروز دختركان نيمه برهنه صدقلم آرايش كرده تن فروش (و البته دانشجو!) همراه با فواسق و رفقايشان در برابر تابوت شهدا مى‏ايستند و هلهله كنان حريم خانه خدا و مسجد دانشگاه را شكسته و رئيس دانشگاه را در زير مشت و لگد دفن مى‏كنند!
و آخر كلام اينكه اگر يك دانشجوى بسيجى، اگر يك جوان متدين در فضاى دانشگاه و به منظور دفاع از استقلال كشور يا تماميت نظام يا حمايت از احكام خدا اندكى صدايش را بالا مى‏برد هزار هزار ليبرال اصلاح‏طلب يقه چاك مى‏كردند و بر هتك حرمت دانشگاه مرثيه مى‏خواندند و هزاران صفحه از سايت‏ها و لجن‏نامه‏هايشان را به شرح و عكس و تفصيلات چماقدارى و خشونت‏طلبى اختصاص مى‏دادند!
اما امروز از هيچ كدامشان صدايى به گوش نمى‏رسد!!
امروز تمامى حاميان ديروز حريم دانشگاه خفه شده‏اند و در كوچه على چپ مشغول تفرج و گشت و گذارند!
و بماند كه از بى‏عرضگى وزارت علوم، تحقيقات و فناورى، از بى‏عرضگى حراست وزارتخانه، از بى‏خيالى وزير و معاونانش، از تعطيلى كميته انضباطى دانشگاه شريف و از سكوت مسوولان قضايى به شدت گله‏مند هستيم!
راستى اگر به فرض محال دانشجويان بسيجى مرتكب چنين حركاتى شده بودند آنگاه واكنش مسوولان دوم خردادى اين قدر يخ و بى‏تفاوت بود؟!
*يك استاد شرمنده دانشگاه

1 و 2- روزنامه شرق 84.12.23
الف- جالب اينكه هيچ ملتى در دنيا نمى‏شود (حتى ملل عقب‏مانده جزاير مائورو قبايل آدم‏خوار زينگاگى!) كه به شهدا و گشتگان در راه دفاع از مملكت و ناموس بى‏احترامى كند! در همه جاى دنياى متمدن (و بى‏تمدن!) قبر سربازان گمنام محل نثار تاج گل است! ظاهراً بايد از آدم‏خواران اعماق آفريقا خواهش كرد چند واحد درسى شامل آموزشى احترام به قهرمانان وطن براى دانشجويان دفتر تحكيم وحشت ترتيب دهند تا بفهمند زشتى كارشان عمق و نهايتى نداشته و نخواهد داشت! (كه بعيد است بفهمند!)