آمريکا جرات حمله کردن به ايران را ندارد

 

پيروي از امام نمي‌شود فقط از يك طرف بگوييم كه ما پيرو او هستيم و از طرف ديگر سرمايه‌داري جهاني را بپذيريم و يا در پي مننفعت‌ طلبي شخصي باشيم. و يا توجهي به عدالت اجتماعي نداشته باشيم مگر مي‌شود پيرو امام بود و خود را پيرو آن بزرگوار ناميد در حالي كه ايدئولوژي را از سياست جدا كرد از آن‌جايي كه ما در نزديكي انتخابات خبرگان بسر مي‌بريم بايد توجه به مسايل و مطالبي داشته باشيم و توجه به افرادي بكنيم كه در سخن و عمل پيرو امام هستند و خواهند بود و آن اطاعت و پيروي را در ارتباط از مقام معظم رهبري مي‌كنند و راه امام را در پيروي از مقام معظم رهبري مي‌دانند

آمريكايي‌ها جرات حمله كردن به ايران را ندارند

سلام عليكم و رحمه‌الله

بسم الله الرحمن الرحيم

با سلام به بزرگ منتقم عالم بشريت و نائب برحقش حامل اسرار الهي، و با سلام بر شاهد شهيدان و اسوه و مقتداي صالحان و رفعت بخش پيامبران حضرت امام (قدس)، و با سلام بر شاهد شهيدان و با سلام بر پيشگامان رهايي، سينه‌سرخان مهاجر و سجاده‌نشينان مسلخ عشق و با سلام بر پدران و مادران و همسراني كه در جنگ حق عليه باطل و جنگ فقر عليه غنا بسان بي‌بي زينب(سلام‌الله عليها) فريادگر كسان خويش شدند و قلب امام زمان(عج) را شاد كردند. شادي قلب امام زمان(عج) صلواتي مرحمت فرماييد.

با كسب اجازه از محضر حضرت آيت‌الله مهمان‌نواز، و همچنين از علماي اهل علم و يكايك شماعزيزان اميدوارم زماني‌كه از شما اخذ مي‌كنم مطالب ارزنده‌اي پيرامون مسايل اخير و همچنين پيرامون فتح خرمشهر كه امام بزرگوارمان فرمودند: فتح خرمشهر، فتح يك زمين نيست بلكه فتح ارزش‌هاست بنابراين اگر روزي شهداي ما در خرمشهر نه فقط زمين بلكه ارزشها را فتح كردند و براي ملت ما به ارمغان آوردند.

راستي امروز ارزش‌ها براي ما چيست؟! و ما مي‌بايد با حفظ كدام يك از ارزش‌ها راه شهداء و امام بزرگوارمان را طي كنيم؛ قبل از اينكه به مسئله خرمشهر بپردازم ياد و نامي از شهداء حاج مهدي وحيدي، شهيد خليل بهاري، شهيد علي نوري، شهيد رمضاني، شهيدطالب‌زاده، شهيد ابراهيم آل نبي،  شهيد قنبر علي منفردي و ديگر شهدايي كه نام و يادشان در قلوب ما زنده خواهد ماند. نام و ياد شهداي گمنامي كه هنوز كه هنوزه است تعداد بسياري از پيكرهاي مطهر و مقدسشان هنوز به شهرها و ديار و خانواده خود نرسيده‌اند. آري آنان خرمشهر را براي حفظ ارزش‌ها و براي بازگرداندن ارزش‌ها فتح كردند و از خداوند مي‌خواهيم كه به ما توفيق بدهد كه بتوانيم راه شهدا و امام را در حفظ ارزش‌هايي كه آنان بدست آوردند، ادامه دهيم. يكي از ارزش‌ها كه روز گذشته مقام معظم رهبري(حفظ‌الله) فرمودند پيروي از امام است خصوصا براي كساني كه معتقدند پيرو امامند و خط امام را ادامه مي‌دهند، مقام معظم رهبري(حفظ‌الله) ديروز فرمودند كه پيروي از امام نمي‌شود فقط از يك طرف بگوييم كه ما پيرو او هستيم و از طرف ديگر سرمايه‌داري جهاني را بپذيريم و يا در پي مننفعت‌ طلبي شخصي باشيم. و يا توجهي به عدالت اجتماعي نداشته باشيم ايشان روز گذشته فرمودند: مگر مي‌شود پيرو امام بود و خود را پيرو آن بزرگوار ناميد در حالي كه ايدئولوژي را از سياست جدا كرد از آن‌جايي كه ما در نزديكي انتخابات خبرگان بسر مي‌بريم بايد توجه به مسايل و مطالبي داشته باشيم و توجه به افرادي بكنيم كه در سخن و عمل پيرو امام هستند و خواهند بود و آن اطاعت و پيروي را در ارتباط از  مقام معظم رهبري مي‌كنند و راه امام را در پيروي از مقام معظم رهبري مي‌دانند، قطعا اين‌ها كساني هستند كه به ازدواج سوسياليستي گرايش پيدا نكرده‌اند و بعد از مدتي گرايش نفاق ليبرالي را پيگيري نكرده‌اند، ما در طول سال‌هاي گذشته شاهد استحاله پيروي از امام در چهره بعضي‌ها بوديم اينها بدانند در عرصه انتخابات خبرگان اگر مي‌خواهند به مردم توجهي در سطوح كشور داشته باشند، بايد پيرو حقيقي امام باشند و آن را در چهره مقام معظم رهبري مشاهده كنند، البته خيال شما از اين بابت راحت است چرا كه پيرو امامي در بين ماست كه راه امام را همان راه مقام معظم رهبري مي‌داند اما بعضي از شهرهاي ديگر مقداري نيازمند به شناسنايي و تشخيص در اين چارچوب و در اين ساختار است. همان‌طور كه عرض كردم فتح خرمشهر از ديدگاه امام  فتح يك زمين نبود بلكه فتح ارزش‌هاست، امروز ما در انتخابات شوراها اگر بخواهيم انجام وظيفه كنيم مي‌بايستي گوشزد بكنيم به كساني كه در اعتراض خودشان به وضع لايحه دولت و ارسال آن به مجلس اعتراض دارند و سخن به استعفاء مي‌كنند، اينها بدانند استعفاء در نظام اسلامي جايگاهي ندارد، تجديد نظر طلب‌ها استعفاء را مطرح كردند، در مجلس بس نشستند و كارها را مختل كردند در پايان شوراي اول استعفاء دادند و كار مردم معطل گذاشتند؛ اگر نسبت به قانون و لايحه مسئله‌اي داريد مطرح كنيد اما بحث استعفاء كه از بخشي از افراد، اعضاي شوراي مركز پايتخت و بعضي از شهرها شنيده مي‌شود اينها بدانند اين حركت در راستاي و در پيرو حفظ ارزش‌ها نيست. اگر مي‌خواهيم راه خرمشهري‌ها و شهداي خرمشهر را برويم مي‌بايست تا آخرين توان تا آخرين قطره خون به نظام مقدس جمهوري اسلامي خدمت كرد، استعفاء در راستاي خدمت نيست و اين گونه بيانات حرف‌هاي اصول‌گرايانه نمي‌باشد. اگر ما در پي حفظ ارزشها هستيم بايد نگاه كنيم كه مقام معظم رهبري مي‌فرمايند: بايد خرمشهر را ساخت و زنده كرد، راستي مگر خرمشهر مرده است مگر خرمشهر همان مكاني نبود كه امام بزرگوارمان فرمودند: يك اتفاق غير طبيعي در اينجا رخ داد! چرا غير طبيعي بود؟ براي اينكه وقتي در يك چنين روزي (در سوم خرداد) خرمشهر محاصره شد در عرض چند ساعت اتفاق عجيب و غيرطبيعي رخ داد و آن عبارت بودند از اينكه دشمني كه بيش از شانزده هزار نفر در داخل خرمشهر در آن جنگيدند و با همه امكانات و با وجود سنگرها و كانال‌هاي قوي و مستحكم وجود داشت با تشكيل چند صف خودشان را تسليم كردند به‌طوري‌كه امكانات وسايل نقليه در اختيار رزمندگان نبود كه اينها را به مراكز اسراء انتقال بدهند، به اينها گفتند اين جاده آسفالت خرمشهر تا اهواز را حركت كنيد و برويد. اسراء كه تسليم شده بودند به اهواز رسيده بود اما هنوز انتهاي آن در خرمشهر بود، عزيزان من درست است كه رزمندگان به نفس امام حركت كردند محكم ايستادند و جنگيدند اما مسئله، مسئله ماوراي طبيعت بود، حالا هركسي مي‌خواهد بگويد، بگويد اما در جبهه‌ها كمك امام زمان(عج) به‌طور مستقيم با يك مديريتي شكل مي‌گرفت كه انهو دست آْن حضرت در پيروزي‌هاي ما نمايان‌تر از هرچيزي است از سي هزار نفر نيروي دشمن 19هزار نفر تسليم ما بشوند بدون جنگيدن. اين آن ارزش‌هايي است كه بايد حفظ شود اگر ما خودمان را خالص كنيم براي خدا و خدمت كنيم براي خدا ساده‌زيست و عدالت‌محور و ولايت‌مدار باشيم مورد محبت اين خاندان مكرم قرار مي‌گيريم و كمك مي‌شويم «ان تنصروالله ينصركم و يثبت اقدامكم» بنابراين يك چنين شهري به نام خرمشهر كه نماد مقاومت و پيروزي است  امروز مقام معظم رهبري مي‌فرمايند بايد زنده شود. مگر اين شهر مرده است؟ آري مرده است. چون عملكرد ما بعد از جنگ در طي 16 سال گذشته باعث دل‌مردگي اين شهر شد. در طول دوران موسوم به سازندگي استراتژي توسعه اقتصادي با رشد شتابان امكانات را به مكان‌هايي برد كه اين مكان‌ها تبديل به سود بشود و ظرفيت‌هاي برجاي مانده را به تحرك وادارد خب خرمشهر كه همه خيابان‌هايش تبديل به كانال و سنگر بود، در شهر آب و فاضلاب و امكانات زيست اوليه وجود نداشت اسكله‌ها همه در هم كوبيده شده بود، بايد ساخته مي‌شد و اما نگرش دولت ما در بعد از جنگ نگرش اقتصادي و رشد شتابان اقتصادي بود. اين ديدگاه مي‌گويد كه منابع را به مراكزي ببريد كه امكانات اوليه بازدهي وجود دارد كه اين در خرمشهر نبود، اين امكانات هرگز به خرمشهر نرفت. در طول هشت سال گذشته كه دولت ما توسعه سياسي را جايگزين توسعه اقتصادي كرد بر عكس‌تر از هميشه اتفاقي رخ داد كه مرگ و مردگي را به خرمشهر باز گرداند. چرا كه در دولت موسوم به اصلاحات اين‌ها مي‌گفتند مردم به‌خاطر توسعه سياسي به ما راي داده‌اند، ما بايد در دانشگاه‌ها با روشنفكران حرف بزنيم مي‌بايست احزاب را گسترش بدهيم، مي‌بايست مطبوعات را متحول بكنيم، و پول‌ها را هزينه اين امكانات كردند و مجددا هم خرمشهر و هم استان‌هاي محروم مثل استان شما امكاناتي از توسعه پيدا نكرد. اما امروز كه مقام معظم رهبري مي‌فرمايند خرمشهر بايد ساخته بشود براي اينكه به همت مردم دولتي روي كارآمده است كه مي‌گويد من خدمتگذارم. من به دنبال عدالت در كشور هستم؛ يعني فردي كه در اين شهر است فردي كه در خرمشهر است از بجنورد تا خرمشهر از خرمشهر تا زابل و سيستان از آن منطقه تا ماكو تمام نقاط مي‌بايست به طور برابر از امكانات استفاده كنند، وقتي يك چنين دولت با يك چنين ديدگاهي آمده است آغاز زنده كردن خرمشهر است. آغاز زنده كردن استان‌هاي محروم است؛ البته مردم خرمشهر، مردم استان‌هاي محروم مي‌بايست دست در دست دولت بفشارند و اين حركت رو به توسعه عدالت محور را جايگزين توسعه سياست محور بكنند. اگر مي‌خواهيم به سمت حفظ ارزش‌ها برويم مي‌بايستي به وضعيت اجتماعي، به وضعيت سياسي به تصميم‌گيري‌ها به حرف‌هاي مقام معظم رهبري را در زندگي خودمان دخالت دهيم. چه يك فرد مسئول در دولت هستيم و چه يك فرد عادي نمازگزار در اين مسجد نشسته باشيم. مي‌بايد حال كه با همت مردم دولتي خدمتگزار مسئوليت را برعهده گرفته از اين وضعيت استفاده كرد و ديدگاه توسعه عدالت محور را تشويق كرد و با او همكاري كرد و از دولت خواست كه اين ديدگاه را محقق كند؛ از مجلس خواست كه اين ديدگاه را محقق كند؛ و نگويد كه صندوق مهر رضا يك صندوق غير‌كارشناسي است، اگر غير كارشناسي است شما در مجلس آن را كارشناسي شده كنيد. چرا كه شهرهاي در حال توسعه و شهرهاي محروم كه در طول 16سال گذشته با سياست اقتصاد محور و با استراتژي سياست محور دچار عقب ماندگي‌هاي مختلف شده اند اينها نه تنها رو به جلو باشند بلكه عقب ماندگي‌ها را هم جبران كنند اين نمي‌شود مگر باز توجه به فرمايشات مقام معظم رهبري كه فرمودند: هر كسي يك قدم از آنجايي كه ايستاده است جلو بيايد. كارمند، كشاورز، دانشجو، روحاني همه برادران، همه اقشار، همه بايد آماده بشويم براي زنده كردن خرمشهرها و بجنوردها همكاري بكنيم، عرصه خدمت‌گزاري از سوي دولت يك فرصت است تا بشود گذشته‌ها و عقب‌ماندگي‌ها را جبران كرد. انشاءالله.

اما اجازه بدهيد به موضوع خرمشهر با نگرشي كه اين روزها مطرح است بپردازيم چرا؟ چون كه خرمشهر چهار مرتبه است اشغال شده است و هر بار در طول تاريخ دچار مشكلات و مذيقه‌هايي گرديده است. 120سال پيش وقتي انگلستان مي‌خواست هرات را از ايران و افغانستان را به طور كامل جدا كند و ضميمه هندوستان كند تا بتواند از مناطق استعماري خودش دفاع كند، در مقابله با محمد شاه قاجار كه رفت و هرات را محاصره كند تا حاكمش را بركنار كند و هرات را به ايران برگرداند انگليس‌ها در 130 سال پيش پاشاد رييس بغداد را تهريك كردند او آمد خرمشهر را گرفت. و بعد در يك مذاكره خرمشهر را تخليه كردند در مقابل رها سازي هرات. 20سال بعد يعني 110سال پيش مجدداً ايراني‌ها براي بازگرداندن افغانستان و بخش هرات نشين آن اقدام كردند، اين بار انگلستان خودش رسماً خرمشهر را تا اهواز گرفت و گفت اين را عوض مي‌كنم در مقابل هرات و در پاريس عهدنامه مشهور پاريس را كه براي بدست آوردن خرمشهر قسمت اعظم افغانستان به انگلستان واگذار شد و همچنين بار سوم كه در جنگ جهاني دوم باز خرمشهر و اهواز و جنوب ايران در مرحله اول به تصرف انگليسي‌ها و بعد آمريكايي‌ها درآمد. آن‌ها گفتند كه حكومت، آلمان‌ها را راه داده، آلمان‌ها در جنگند و بي‌طرفي ايران را نقض شده، تصرف كنيد؛ تصرف كردند و حكومت دست نشانده خود را تحديد كردند و از مسير پشتيباني و لجستيك، اتحاد جماهير شوروي را برقرار كردند، هر بار اين ملت براي آزادي خرمشهر امكانات وسيعي داده است اما در سوم خرداد سال 1361 مردم كاري كردند كه با خون خرمشهر را آزاد كردند.مناطق جنوب و نفتي را آزاد كردند تا اين منابع خدادادي در راستاي پيشرفت و توسعه كشور به‌كار گرفته شود، امروز متاسفانه برخي مي‌نشينند حرف‌هايي مي‌زنندكه مدافعين امام بايد جلوي اين انديشه بيايستند ولي مشخص نيست كساني كه نامشان پيرو خط امام است چرا سكوت كرده‌اند، اما ما سكوت نمي‌كنيم چون هم پيرو اماميم و هم پيرو مقام معظم رهبري پذيرش قطعنامه 598و در بحث موضوع مسئله گروگان‌ها ما فرصت‌سوزي كرديم، اينها مي‌گويند اينجا فرصت سوزي شد در گذشته عبرت بگيريم امروز در مسئله هسته‌اي فرصت سوزي نكنيم اولين اين فرصت سوزي چه بود در مسئله گروگان‌ها و در مسئله 598 و اين فرصت سوزي كه آنها مي‌خواهند عبرت بگيرند، امروز دچار آن نشوند چيست؟ اگر اين را درك كنيم مي‌توانيم وظيفه خود را در مقابل كساني‌كه امروز اين حرف را مي‌زنند و ما به دقت مي‌بينيم هم توهين به امام (ره) مي‌كنند و هم توهين به وضعيت كنوني؛ اگر درست است ما از اين طيف و از اين تفكر و انديشه حمايت كنيم و اگر غلط است پاسخ آنها را براي انتخابات آتي بدهيم. ببين حرف شما غلط است ما رويكردمان را در انتخابات به شما نشان مي‌دهيم، بر عملكردمان به شما نشان مي‌دهيم.

اما موضوع چيست؟

 آنهايي كه مي‌گويند در موضوع گروگان‌ها جمهوري اسلامي فرصت سوزي كرده است چندتا منظور مي‌توانند داشته باشند: اولين منظور اين است كه شما لانه جاسوسي را تصرف كرديد پرستيژ آمريكا شكست، آمريكا در حمله طبس و كودتاي نوژه بعد از آن شكست خورد و مجدد پرستيژش لگدمال شد به جمهوري اسلامي ايران حمله كرد كساني كه لانه جاسوسي را گرفتند، كساني هستند كه موجب حمله به جمهوري اسلامي شدند و هشت سال دوران توسعه را تبديل به دفاع كردند و اين هشت سال بيش از هزار ميليارد دلار به ايران ضربه خورده است از اين نوع عملكرد بوده است. اينها مي‌گويند فرصت سوزي يعني اين. در اول انقلاب فرصت پيشرفت وجود داشت شما اين فرصت را سوزانديد حالا اين حرف درست است؟

مسئله دوم مي‌گويند شما در زماني كه گروگان‌ها را گرفتيد بعد از حمله طبس و نوژه و قبل از جنگ بايد با آمريكا معامله مي‌كرديد چون معامله نكرديد حمله به شما شد در بحث سوم شايد معتقدند كه در زماني‌كه آقاي حسن روحاني در سخنراني‌شان يه صراحت گفتند فرصت سوزي يعني شما وقتي گروگان‌ها را رها كرديد كه هنوز بين كارتر و اين دمكرات‌ها و جمهوري‌خواه‌ها هيچ كدام در اين مسئله نتوانستند با ايران‌ها همكاري داشته باشند كه منافع ايران در آنجا حفظ شود آنها مي‌گويند منافع ما را حفظ نكرديد، وقتي اينها را رها كرديد كه هنوز رو به آخر كارتر بود و جمهوري‌خواه‌ها  هم اگر مي‌توانستيد از آنها باجي بگيريد، نگرفتيد آيا اين درست است؟! اين سه موضوع را در اين‌جا و سپس به ديدگاه بعدي كه مي‌گويند: بعد از خرمشهر يا فاو بايد جنگ را تمام مي‌كرديد، فرصت سوزي كرديد قطعنامه 598نوشته شد در فصل هفتم منشور سازمان ملل و ما مجبور شديم بپذيريم. اينها مي‌خواهند از اين نتيجه بگيرند كه الان هم جمهوري اسلامي در موضوع هسته‌اي هم دارد فرصت سوزي مي‌كنند، آن‌قدر با آمريكا مذاكره نمي‌كند تا در شوراي امنيت قطعنامه‌اي در فصل هفتم نوشته شود و ما به‌عنوان جنگ طلب به دنيا معرفي شويم و محاصره اقتصادي كامل جهاني و حمله نظامي عليه ما صورت بگيرد در اين وقتي كه بنده دارم مي‌خواهم به مجموعه اين مسائل و موضوع هسته‌اي كنوني و فرصت سوزي‌ها به دست آدم‌هاي فرصت را بحث و تحليل خدمت شما ارايه كنم. اما آن كساني كه مي‌گويند شما با گرفتن لانه جاسوسي موجب حمله عراق شديد، آمريكايي‌ها، عراق را تحريك كردند به حمله به ايران. گفتند حمله نيابتي از سمت ما بكن ما تو را حمايت مي‌كنيم اين درست است يانه؟ اين موضوع، موضوع گرفتن لانه جاسوسي يكي از علل‌هاي فرعي جنگ است اما علل اصلي جنگ ايران و عراق چه چيز بود؟ علل اصلي اين است كه ايران با اخراج استبداد و استعمار كشور را از دست اين دو جريان آزاد كرد، و آمريكايي‌ها مي‌ترسيدند كه شوروي جايگزين آنها در ايران بشود چرا چون شوروي حمله كرد به افغانستان؛ و مي‌خوا ست نفوذش را به سمت خليج فارس يعني مركز نفت دنيا بسط بدهد. اين علت اصلي است. آمريكايي‌ها در ايران كودتا كردند در ايران مسائل مختلفي را در حمايت از دولت موقت و دولت بني‌صدر انجام دادند، حمايت كردند از اختلافات داخلي و در زمان كودتاي 30 خرداد منافقين به همراه ملي گراها آنها حامي اين حركت‌ها بودند. و اساساً در ماجراهاي اوليه مرزي در همين گرگان در كنار شما و در كردستان و ... به دنبال واگرايي بودند اين‌ها اسنادش از لانه جاسوسي در آمده، آمريكايي‌ها اساساً مي‌خواستند به ايران بازگردند تا بتوانند جلوي احتمال نفوذ شوروي را به خليج فارس سد بكنند. براي آنها كمترين ارزش در اين ميان گروگان‌ها بودند! مي‌پرسيد چرا؟براي اينكه حواست دانشجويان و ملت ايران عبارت از اين بود كه ما 54تا جاسوس را گرفته‌ايم استدلال جواسيتي آنها همه مداركشون رو آوردند كه ايران مركز جاسوسي آمريكا در كل خاورميانه بوده است. اسناد و مدارك در رابطه با وابستگي بني‌صدر تا انجام واگرايي‌ها در اطراف مرزها همه وجود داشت. مشخصا اين‌ها جاسوس بودند، ايراني‌ها در آن زمان گفتند كه شما شاه را به ما تسليم كنيد و اموال بلوكه شده ايران توسط آمريكا كه حدوداً 12ميليارد دلار بود به ايران برگردانيد ما اين 54تا را  پس خواهيم داد. اما آمريكايي‌ها مي‌خواستند در كشور ما كودتا كنند مثل 28 مرداد كه شاه را برگرداندند لذا حاضر نشدند شاه را با 54 تا عوض كنند حاضر نشدند اموال بلوكه شده ايران را بدهند اين‌ها را آزاد كنند.  اما كشور ما اين جاسوس را تا اندازه‌اي نگه داشت كه پرستيژ آمريكا در منطقه و در جهان شكسته شد و مشخص شد كه با توسل به زور مي‌شود انقلاب كرد مي‌شود جاسوس‌ها را از كشور اخراج كرد، مي‌شود قدرت پرستيژ يك ابرقدرت را شكست. اين كاري بود كه آن روز شد و گروكان‌ها نگه داشته شد، تا زماني كه ما بتوانيم به منافع خودمان دست بيابيم، منافع ما چه بود؟ اين بود كارتر كه در دوران او  انقلاب اسلامي شكل گرفته بود و در دنيا مي‌گفتند كارتر قادر به  تشخيص وقوع انقلاب در ايران نبوده است، آمريكايي‌ها نتنوانسته‌اند وقوع انقلاب در ايران را حدس بزنند، يا آمريكايي‌ها خيلي بي‌عرضه هستند در تحليل مسائل جهاني و لذا نمي‌توانند ابرقدرت باشند يا انقلاب ايران بسيار پيچيده و مهم بوده است كه البته هر دو نمايان بوددر اين وضعيت ايراني‌ها با آن‌ها يك قرداد بستند به نام قرارداد «الجزاير» و هنگامي كه اين منقعد مي‌شد ايراني‌ها در اين زمان موقعي بود كه شاه مرده بود و افكار عمومي قبل از مرگ شاه آمريكا را مجبور كرده بود كه حداقل شاه را از كشورشان اخراج كنند ضمن اينكه در اين قرارداد اساسا آمريكايي‌ها پذيرفتند كه هرگز در مورداين پنجاه و چهار نفر شكايتي از ايران نداشته باشنتد. چرا كه ايران مشخصاً ارائه اسناد جاسوسي آمريكا و اين افراد را به‌طور محرض در دنيا ارائه كرده بود و همچنين بازگشت اموال بلوكه شده ايران وقتي اين محقق شد ايراني‌ها جاسوس‌ها را تحويل آمريكايي‌ها دادند اين فرصت سوزي نيست. اگر فرصت سوزي نيست، اگر فرصت سوزي‌اي هم در امضاي قرارداد الجزاير بوده است متعلق به امضاء كنندگان آن روز بود مثل آقاي بهزاد نبوي و ... .

آنها نتوانستند آن موقع به درستي تشخيص دهند موضوعي را كه موجب بلوكه شدن اموال ايران شده بود، آمريكايي‌ها پذيرفته بودند كه اموال بلوكه شده ايران را برگردانند اما به شرطي كه ضررهايي كه شركت‌ها به آنها زده‌اند بتوانند از روي پول‌ها كم كنند، يعني اتباع آمريكايي اگر از ايراني‌ها طلب دارند از روي اين پول برداشته شود و بقيه‌اش به ايران تحويل شود اما بعداً آمريكايي‌ها ايراني‌هاي فراري را كارت سبز دادند و اين‌ها را تبعه آمريكا كردند و اينها كه اموالي در ايران داشتند كه همه غارت شده بود، را يكي به يكي به عنوان تبعه آمريكا در دادگاه لاحه اظهاريه دادند و از اموال بلوكه شده كم شد و هنوز هم كه هنوزه برخي از افراد شكايتشان مانده است  و پول‌هاي ايران همچنان مانده است. اگر فرصت سوزي مي‌شد در عدم توجه به مسائل حقوقي ايران بوده است. والا بعد از شكسته شدن پرستيژ آمريكا اين جاسوس‌ها تحويل داده شدند به طوري‌كه كارتر نتوانسته بود از اين بازگردانده‌ شدن گروگان‌ها سوء استفاده كند و در انتخابات به عنوان يك امتياز استفاده كند. روزي كه انتخابات آمريكا مشخص شد آنها وارد آنجا شدند و ريگان انتخاب شده بود، شايد در موضوع بعدي مسئله فرصت سوزي در بعد از اين وضعيت باشد، يك موضوعي است تحت عنوان انتخابات بين جمهوري در آمريكا بين كارتر دمكرات و ريگان جمهوري‌خواه؛ دمكرات‌ها، جمهوري‌خواه‌ها را متهم كردند كه شما جلوي آمدن گروگان‌ها را گرفتيد تا شكست كارتر كامل بشود شما به ايراني‌ها پول داديد، البته اين موضوع سورپريز اسقف يعني آزاد شدن گروگان‌ها زماني كه كارتر موفق نشده بود براي جمهوري‌خواه‌ها و ريگان به عنوان يك سوپريز نام بردند، گفتند شما در مقابل اين به ايراني‌ها پول داديد. البته در سال 1994 كلينتون دمكرات اين را بررسي كرد و گفتند ما شاهدي نداريم و استدلالي نداريم كه اين پول به ايراني‌ها انتقال داده شده باشد.اما موضوعي كه در اين‌جا اتفاق افتاد و عده‌اي ممكن است بعضي‌ها به‌عنوان فرصت سوزي از آن نام ببرند، اتفاقي است كه در دوران ريگان رخ مي‌دهد، ريگان و جمهوري‌خواهان در ارتباط با آزادسازي گروگان‌ها مك كارلين را به ايران فرستادند و بعضي از مهمات و اسلحه‌هاي ايران را با يك هواپيما به ايران فرستادند اما توجه اشته باشيد كه امام بزرگوار ما در مقابل اين واقعه ايستاد و به آقاي هاشمي فرمودند كه اين توطئه را در نماز جمعه اعلام كنيد و هيچ كس حق ندارد با مك كارلين مذاكره كند، شايد آقاي حسن روحاني منظورشان از فرصت سوزي اين بوده است كه ما در مقابل آمريكايي‌ها بايد در آن زمان مذاكره مي‌كرديم و استفاده مي‌كرديم از آزادسازي گروگان‌ها كه به ضرر كارتر و به نفع ريگان شد و آنها مك كارلين را فرستادند ايراني‌ها با او مذاكره كنند، امام جلوگيري كرده‌اند اگر اين باشد كه واي بر حال اين ديدگاه و اين افراد.

چرا چون كه امام در يك بينش دقيق ديني و اسلامي و انقلابي معتقد بود كه آمريكا شيطان بزرگ است و به درستي مقام معظم رهبري در چند هفته گذشته فرمودند: ما به هيچ وجه در ارتباط با ايران مذاكره‌اي با آمريكا نداريم و فرموده‌اند كه آمريكا هنوز شيطان بزرگ است

اما اين ديدگاه معتقد است كه ما فرصت سوزي بعدي براين اساس رخ داده است كه ايراني‌ها بايد بعد از خرمشهر يا بعداز فاو جنگ را تمام مي‌كردند و نمي‌گذاشتند جنگ به صدور قطعنامه 598 بكشد، اين فرصت سوزي شده است، آيا اين صحيح است يا صحيح نيست؟ بنده خدمت شما مطالبي را عرض مي‌كنم تا خودتان تفكيك و تميز دهيد؛ ايران در شش روز بعد از جنگ، قطعنامه‌اي را سازمان ملل صادر كرد، و در اين قطعنامه در حالي كه نزديك به 15هزاركيلومتر مربع كشور ايران و ده‌ها شهر و صدها روستا تخريب يا به اشغال دشمن درآمده بود شوراي امنيت سازمان ملل اولين  قطعنامه خود را صادر كرد مبني بر اينكه دو كشور اقدام به آتش‌بس كنند؛ نه عقب نشيني كنند، وقتي ايراني‌ها خرمشهر را تصرف كردند صدام تمام نيروهايش از بين رفته بود و دست گدايي به سوي همه دراز كرده بود مجدد شوراي امنيت سازمان ملل قطعنامه بعدي را صادر مي‌كند: در اين‌جا در خواست عقب نشيني به مرزها مي‌شود، وقتي ايران فاو را تصرف مي‌كند باز قطعنامه بعدي نوشته مي‌شود و شوراي امنيت توصيه به عقب نشيني مي‌كند، چه‌طور آن روزي كه صداميان، 15هزار كيلومتر اين سرزمين را گرفته بودند، نگفتند عقب نشيني گفتند آتش بس. براي اينكه مي‌خواستند براي چاه‌زني مقداري سرزمين در دست صدام بماند اما وقتي ايراني‌ها فاو را گرفتند گفتند عقب نشيني كنيد. موضوع بعدي قطعنامه 598 است: قطعنامه 598 هم در آْن متجاوز را محكوم كرده است و هم پرداخت غرامت. درست است كه ايراني‌ها حد درخواستشان معرفي صدام و رژيم بعث به عنوان مهاجم و متجاوز بود و اين صورت نگرفته بود اما برخي از خواسته‌هاي ايران در اين قطعنامه بود، هنگامي ايرانيان قطعنامه را پذيرفتند كه دشمن با دريافت سلاح‌هاي مختلف شيميايي سيانور و ديگر انواع سلاح‌هاي شيميايي و دريافت اسلحه ليزري به ايرانيان حمله كردند و صدمات زيادي زدند، و آمريكايي‌ها حمله كردند و هواپيماي مسافرتي را زدند و به بعضي‌ها مي‌گويند آمريكايي‌ها آماده بودند، تا سلاح تاكتيكي هسته‌اي در ايران بزنند و ايران را مجبور كنند به پذيرش، اينجا بود كه ايراني‌ها در يك وضعيتي قطعنامه‌اي را پذيرفتند كه در سال 65 در عرصه زمان پيروزي نوشته شده بود، اين نشان دهنده استفاده كامل ايرانيان از فرصت‌هاي مادي و شكاف‌هايي كه در دنيا وجود دارد، اين فرصت سوزي نيست؛ هم قطعنامه‌ها را مي‌بينيم كه قطعنامه 598 بهترين قطعنامه است، متجاوز را مشخص كرده است و پرداخت غرائم را. در هيچ كدام از ْآنها اين‌ها معلوم و مشخص نيست اين نشان‌دهنده استفاده از فرصت‌هاست، تاجايي مي‌رسد كه عراقي‌ها كاملاً تجهيز شدند و آمريكايي‌ها به جنگ آمدند، و دو جبهه تشكيل دادند، در اين لحظه براي اينكه ما درگير دو جبهه و دو دشمن يكي در غرب كشور و يكي در خليج‌فارس با آمريكايي‌ها هستيم در يك چنين حالتي ما قطعنامه را پذيرفتيم اين يعني كمال استفاده. اين فرصت سوزي نيست!...

اما كساني كه اين حرف را مي‌زنند، اين‌ها قصد و غرض دارند مي‌گويند امروز هم شما داريد فرصت را از دست مي‌دهيد اين فرصت چيست؟ مي‌گويند قبل از اينكه آمريكايي‌ها قطعنامه بنويسند و آماده حمله به ايران بشوند شما برويد با آمريكايي‌ها مذاكره كنيد و تعليق مسئله هسته‌اي را به‌طور موقت يا حتي دائم هم بپذيريد.

خيلي عجيب است! پذيرش عقب نشيني از دستاورد علمي جوانان كشور يعني عقب نشيني از توسعه، يعني عقب نشيني از پيشرفت به دست آوردن تكنولوژي جديد آن هم توسط يك عده جوان. چه كسي گفته است كه آمريكا مي‌تواند حمله كند، آمريكايي‌ها در مورد چند مسئله اساسي جرات حمله كردن به ايران را ندارند

1-       اينكه ايرانيان تا مرز شهادت مي‌ايستند و دفاع مي‌كنند

2-       اينكه جهان چندقطبي است يا در روند چندقطبي شدن است. در جهان چندقطبي چين و روسيه با آمريكا در حمله به ايران همكار نمي‌شوند مگر اينكه آمريكا تايوان را به چين دهد. مگر اينكه دست از سر ناسيوناليزم افراطي روسيه بردارد. آمريكايي‌ها زماني كه گروگان هايشان در ايران بودند حاضر نشدند با دادن شاه 54 گروگانشان را آزاد كنند. چطور ممكن است تايوان را به چين واگذار كنند و ناسوناليزم افراطي روسيه را از محاصره توسط ناتو دست بردارند. بنابراين قطعاً امكان راضي كردن چين و روسيه توسط آمريكا با توجه به خواست‌هاي بلند آنها وجود ندارد.

3-       و در نهايت وجود نفت و انرژي. 85درصد نفت دنيا و 86درصد گاز دنيا يا در خليج فارس است يا در خزر. و اگر آمريكايي‌ها بخواهند به ايران حمله كنند اولاً منابع نفتي دنيا در اين دو منطقه،‌ دوم لوله‌هاي ارسالي اين انرژي به كشورها. سوم گران شدن بيش از حد انرژي، كشورهاي مصرف كننده را فلج مي‌كند اهرم نفت امكان حمله آمريكا را به ايران به زير صفر مي‌رساند.

ايراني‌ها علاوه بر اينكه با استراتژي مقاومت و شهادت طلبي ايستاده‌اند مي‌دانند كه وضعيت دنيا و وضعيت ژئوپلوتيك ايران چگونه است امكان حمله براي آنها را فراهم نمي‌كند.

آمريكايي‌ها اگر بتوانند با دادن باج‌هاي كلان به روسيه و چين آنها را وادار به تحريم ايران بكنند اگر تحريم اقتصادي جهاني عليه ايران بشود كه آن هم به دلايلي كه عرض كردم امكان پذير نيست. اگر فرض مهال هم توانست تنها چيزي كه مي‌تواند انجام بدهد براندازي نرم است.

براندازي نرم يعني: ايجاد اختلافات در داخل، اختلافات سياسي بين گروه‌هاو احزاب، دامن زدن به شكاف‌هاي قومي، دامن زدن به شكاف‌هاي ديني بين شيعه و سني بين كرد و لر و عرب و ترك و... و همچنين دامن بزند به فاصله طبقاتي بين مردم در يك شهر، بين شهر و شهر ديگر ... آيا دشمن مي‌تواند با محاصره كامل ايران براندازي‌نرم را با سه شكاف قومي، ديني و طبقاتي انجام بدهد. اين نيازمند هوشياري است، هوشياري اولاً توسط دولت با توزيع صحيح منابع و ايجاد عدالت در رويكرد آمايش سرزميني، بتواند استان‌هاي عقب نگه داشته شده در 16سال گذشته را يك قدم به جلو بكشد. و احساس عدالت را به طور واقعي زنده كند. و از طريق تحقق واگذاري سهام عدالت اين را مضاعف كند. و از طرف ديگر نيازمند به هوشياري در مردم و دولت براي مبارزه با شكاف قومي، چطور مي‌شود در دولت آقاي احمدي‌نژاد در داخل روزنامه ايران، هنوز عناصر افراطي وجود داشته باشند! كه بخواهند قوميت‌ها را تحقير كنند. شما باورتان مي‌شود در روزنامه دولتي يك آدمي پيدا بشود، يك آدم نفوذي كه برادران ترك ما را بدترين چيز، حيوان‌ترين چيز متهم كند و بعد براي كشتن آنها يك روش بدتر را پيشنهاد كند. و مردم تحت تاثير شكاف‌هاي قومي كه حمايت مي‌شود و تحريك مي‌شود، از طريق آمريكايي‌ها دست به يكسري حركاتي بزنند. البته هوشياري مردم تبريز نشان داد با راهپيمايي بسيار گسترده توي دهن اين شكاف‌هاي قومي خواهند زد. ولي بايد هوشيار بود، هم مردم هوشيار باشند و هم دولت هوشيارباشد. دولت عناصر نفوذي را از دستگاه‌ها و ادارات بيرون كند. مجلس توجه بكند كه نمايندگان در صحن‌ها عدالت خواهي را دنبال بكنند امروز روز اختلاف پيرامون عدالت خواهي يا توسعه رشد محور يا سياست محور نيست. امروز كشور ما نيازمند عدالت در همه سطوح است. عدالت قضايي، عدالت اجتماعي، عدالت اقتصادي، عدالت ما را به جلو مي‌برد.

در طول سال‌ها زندگي در اين كشور خصوصاً بحث شكاف ديني بين شيعه و سني اصلاً تا به امروز نه‌ تنها نمودي نداشته بلكه جايگاهي هم ندارد. يكي از آنها نمونه شهر شماست شهر شما هم شكاف قومي دارد يعني تركمن و فارس و كرد و لر وجود دارد. هم شكاف زباني وجود داردبراساس اين قوميت‌ها هم شكاف ديني. چطور است كه همه دارند در كنار هم زندگي مي‌كنند، يك شكاف ممكن است اين را خراب كند آن هم شكاف طبقاني.

يك نفر مرد كه شب مي‌خواهد خانه‌اش برود، نان نتواند ببرد، آبرويش پيش زن و بچه‌اش مي‌خواهد برود. اين برايش نگران كننده است، دولت بايد اين نگراني را بگيرد، دولت خدمتگذار بايد در درجه اول به سرعت با سهام عدالت جلوي اين قضيه را بگيرد و الا همين شهر بجنورد و استان جديدالتاسيس كه انشاءالله به قدرت و به سرعت و به رفاه در انديشه و نيازمنديها و همچنين به همبستگي بيشتر قومي و ديني خواهد رسيد كما اينكه اين وضعيت نشان دهنده اين است كه اي كساني كه در كشور ما و در شهرهاي ما تفرقه بيندازيد ببينيد كه يك چنين همبستگي‌اي وجود دارد و در طول تاريخ كسي نتوانسته است در اين كشور بين شيعه و سني اختلاف بياندازد.

مشكل در سيستان و بلوچستان وجود شكاف طبقاتي است، وجود تحريك قوميت‌ها از طرف دشمن است نياز به هوشياري تك‌تك افراد در اين زمينه سه شكاف قومي، ديني و همچنين طبقاتي وجود دارد اگر آگاهي باشد كه الحمدلله هست اگر بينش دقيق بين دولت و ملت و همبستگي وجود دارد كه انشاءالله با دولت خدمتگذار تقويت مي‌شود و ما مي‌توانيم بر اين مشكل‌ها غلبه كنيم اما يكي از مهمترين ارزش‌ها در خرمشهر رمز عمليات‌ها بود درست است كه شما مي‌باليد به اينكه گردان عملياتي شهر شما به نام گردان نصرالله، يدالله در جبهه‌ها بود و در عمليات خرمشهر حماسه آفريد شهر شما شايد خودتان ندانيد و بعضي از برادراني كه در آن عمليات بودند امروز صحبت كردند نيروهاي شهر شما بعد از عبور از پل نو عقبه دشمن را متوقف كردند. اين نقطه آخر دشمن براي مايوس شدن بود بعد از اين اتفاق بود كه بيش  16هزار نفر اسير شدند شما برادرانتان، شهداتان يك روز تنگه احد را نگه داشته‌اند و ما امروز نيز نيازمند مرداني هستيم كه تنگه احد را نگه دارند. اسم گردان‌ها، اسم لشگر، تيپ امام رضا(عليه‌السلام)، تيپ نصر، تيپ امام حسين(عليه‌السلام)، گردان‌هايي كه به نام ياران امام حسين، و رمز عمليات و كلام در نهاد برادران همه نشان از ارزش‌هاي ديني و اسلامي بود. برادري هنگام شهادت در حالي كه بدنش پر از گلوله و تركش‌هاي دشمن بود، صدا كرد بنده و يك برادر روحاني كه در گردان بود كنار او نشستيم اون برادر روحاني سر او را به دامن گرفت، نگاهي كرد به اطراف؛ گفت: حاج آقا من سه تا خواهش دارم گفت: بفرماييد گفت: اول برو توي محله من(جنوب شهر تهران بود) گفت آن‌جا براي مردم صحبت كنيد كه من آگاهانه به جبهه رفتم. دوم يك مسئله مالي بود با حاج آقا گفت. سومين مسئله ما معتل مانده بوديم نيروها در حال حركت بودند مي‌خواستيم به نيروها بپيونديم او يك مقداري نگاه كرد برادر روحاني‌مان گفت: عزيزم  خواسته سومت چيه؟ باز نگاه كرد آخرين نفس‌هايش را مي‌كشيد گفت خواهش مي‌كنم من را به سمت قبله قرار دهيد به سمت قبله قرار داديم گفت كافي نيست سرمن را هم روي زمين بگذاريد چرا سرت را روي زمين بگذارم براي اينكه مي‌خواهم در آخرين لحظه آقا اباعبدالله(عليه‌السلام) بيايد و سر من را به دامن بگيرد. ديگر نتوانست سخن بگويد به جز اينكه گفت «السلام عليك يا اباعبدالله». لا حول ولا قوه الا بالله العلي العظيم.