با طناب فرصت طلبان به چاه نرویم

حادثه پيش آمده در جريان سخنراني رياست محترم مجمع تشخيص مصلحت ناگوار بود اما ناگوارتر از آن، واقعيت‌هايي است كه در پس گرد و غبارهاي برخاسته از اين جريان از چشمان بسياري از رسانه‌ها و شخصيت‌ها دور ماند. در ذيل به اجمال به چند نكته در اين زمينه اشاره مي‌شود:

با طناب فرصت طلبان به چاه نرویم!

 

 

 

 

حادثه پيش آمده در جريان سخنراني رياست محترم مجمع تشخيص مصلحت ناگوار بود اما ناگوارتر از آن، واقعيت‌هايي است كه در پس گرد و غبارهاي برخاسته از اين جريان از چشمان بسياري از رسانه‌ها و شخصيت‌ها دور ماند. در ذيل به اجمال به چند نكته در اين زمينه اشاره مي‌شود:

 

١. متاسفانه بسياري از رسانه‌ها و گروه‌ها -  ناخواسته  و يا متاثر از فضاي سنگين پيش آمده در عرصه كشور-  از پرداختن به چرايي و چگونگي حادثه پيش آمده غفلت نموده‌اند. از كساني  كه همواره مترصد گرفتن ماهي مقصود از آب گل آلود هستند بیش از این انتظار نیست اما انتظار حقی که از روزنامه نگاران متعهد و شخصیت‌های متدین می‌رود این است که بدون گرفتار آمدن در دام تبلیغاتی موج سواران، با تدبر و تاملی در خورشان یک مسلمان آگاه اجازه ندهند حق مظلوم - هرچند شاید خطاکار -  در اثر تبلیغات هدفمند  برخی گروه‌های سیاسی پایمال گردد و یا این که از اساس، ناحق جلوه داده شود!

 

در جلسه سخنرانی جناب آقای هاشمی رفسنجانی زید عزه برادری روحانی که هنوز هم  بوی جبهه و جنگ می‌دهد  و داغ  همرزمان شهیدش را بر دل دارد، برمی‌خیزد تا  از ریاست محترم مجمع تشخیص مصلحت سوالاتی را بپرسد که سوال بسیاری از  خانواده‌های شهدا و  متدینین است. در این میان برخی که گویا از قبل آماده بودند، به سمت ایشان یورش برده و به گونه‌ای دردناک ایشان را مورد توهین و حتی برخورد فیزیکی قرار می‌دهند! شاید بهتر بود این برادر روحانی سوال خود را در پایان جلسه طرح می‌کرد ولی  آ یا جناب آقای هاشمی نمی‌توانستند از هواداران خود در جلسه در خواست می‌کردند که آرامش را حفظ کنند و از برادر سوال کننده می‌خواستند صبر کند تا در پایان سخنرانی سوال خود را مطرح کند و ایشان هم جواب دهد؟!  به راستی آیا  سوال کردن از یک مسئول - هرچند گرانقدر و والامقام - در نظام مقدس جمهوری اسلامی آنهم از سوی برادری ایثارگر از تبار شاگردان مکتب امام جعفر صادق علیه‌السلام  باید  به قیمت کتک خوردن و شنیدن برچسبهایی دردناک چون فریب خورده، نفوذی، بیشرم، خائن و... باشد؟!

 

دردناکتر از همه این که برخی از رسانه‌های متعهد و شخصیت‌های پاک که در دلسوزی و صداقتشان ذره‌ای تردید نیست، با شتاب و برای  متهم نشدن به تایید تشنج،  بدون بررسی نقش عوامل مهاجم به برادر روحانی سوال کننده در بروز تشنج، فرد سوال کننده را  به تشنج آفرینی متهم! و  بی‌پروا  اتهاماتی سنگین را متوجه وی کرده‌اند. به راستی مگر به فرمایش معصوم  آبروی مومن از آبروی کعبه بالاتر نیست؟ نهایت اشتباه غیر سهوی این عزیزان این بوده که سوال خود را در پایان جلسه مطرح نکرده‌اند. ولی آیا به خاطر این امر زمان به زمین آمده که باید علاوه بر برخوردهای فیزیکی، سیل توهین‌های گسترده را هم پذیرا باشند؟!

 

سوال پرسیدن در این گونه جلسات قبلا هم در جلسات سخنرانی مسوولان از جمله جناب آقای خاتمی و حتی مقام معظم رهبری اتفاق افتاده است ولی هیچگاه با سوال کننده اینگونه برخورد نشده است. بلکه یا در همان لحظه پاسخ داده شده و یا اینکه در خواست کرده‌اند صبرکند و سوال خود را در پایان جلسه مطرح کند. نمونه این برخورد بزرگوارانه و مدبرانه را در سخنرانی چند سال پیش رهبر عالیقدرمان در حرم مطهر حضرت امام شاهد بوده‌ایم.

 

اینگونه جوسازی‌ها و از کاه کوه ساختن‌ها  از سوی عده‌ای سودجو برای نیل به خواست‌های خود پیش از این هم بارها  دیده شده است. لذا عناصر آگاه باید هوشیارتر از گذشته به گونه‌ای عمل کنند و موضع بگیرند  که ناخواسته نردبان  سیاست بازانی قرار نگیرند که در  مرحله دوم  انتخابات هم  در پوشش حمایت از جناب آقای هاشمی زید توفیقاته،  سنگین‌ترین فضای تبلیغاتی را علیه نامزد اصولگرای آنروز به راه انداختند و دردناکترین تهمت‌ها را روانه وی کردند و  اگر نبود لطف حضرت حق و هوشیاری مردم، امروز نظام اسلامی و مردم متدین از داشتن خدمتگزاری وارسته چون دکتر  محمود احمدی‌نژاد و رهبر معظم انقلاب از سربازی پا به رکاب محروم می‌ماند.

 

برای پی بردن به تفاوت واقعیت با شانتازهای رسانه‌ای و فضاسازی‌های تصنعی کافی است  مقایسه کنید بین تهمت‌های هماهنگ و گسترده  عده‌ای فرصت طلب  که در انتخابات اخیر به نفع حضرت آقای رفسنجانی و علیه رئیس‌جمهور محبوب کنونی صورت می‌گرفت با تاییدات کم سابقه  مقام معظم رهبری  از دولت خدمتگزار و شخص احمدی‌نژاد به گونه‌ای که در آخرین مورد در فرمایشات حکیمانه خود در حرم مطهر حضرت امام، دولت دکتر احمدی‌نژاد را از محبوبترین دولت‌ها بعد از مشروطه بر شمردند. بي گمان  آن فرصت‌طلبان هنوز هم در عرصه حضور دارند و به انحاي گوناگون براي تحقق منويات آنچناني خود مي‌كوشند و شايد باز هم به بهانه حمايت از جناب آقاي هاشمي.  پس به هوش باشیم  تا پا روی پوست خربزه دیگران نگذاریم و با طناب هرکسی به چاه نرویم چرا که قیامت  و حساب و کتابی هم در کار است