هنر موضع‏گيرى؛ از انتقاد تا حمايت

آنچه در هفته گذشته موضوع بحث غالب محافل سياسى و رسانه‏هاى كشور ما بود يكى موضوع ايجاد اخلال در مراسم سخنرانى آقاى هاشمى رفسنجانى در قم و آن ديگرى اعتراض به اظهارات رئيس ديوان محاسبات در تمجيد از مديران دولت آقاى احمدى نژاد بود.
اما موضوع اول:
اصلى كه در بداهت آن شكى نيست اين است كه اخلال در اثناى سخنرانى شخصيتى با ايجاد هياهو، اعتراض و سردادن شعار عمل ناپسندى است، مگر اينكه فضاى سياسى كشور آن قدر بسته باشد و هيچ‏گونه امكانات، بلندگو و تريبونى براى انعكاس صداى اعتراض وجود نداشته باشد. بحمدالله در كشور ما غالب جريانات و گروههاى سياسى حتى افراد،داراى نشريه و خبرگزارى و غيره هستند. از طرف ديگر فضاى مجازى اينترنت نيز اين امكانات را در اختيار همه مى‏گذارد كه بتوانند حرف خود را مطرح كنند.اگر چه برخى گزارشها از مراسم فوق، حاكى از آن است كه سه نفر از شركت كنندگان صرفاً درخواست طرح سوال نمودند كه برخى عناصر به دور از سنت تحمل و مدارا با نامبردگان برخورد افراطى كلامى نيز نمودند و جو جلسه را متشنج نمودند؛ در حالى كه با تدبيرى كه در آقاى هاشمى سراغ داريم به راحتى مى‏شد هم به سوالات آنها پاسخ منطقى داد - خصوصاً در مركز حوزه علميه قم كه سنت انتقاد و پرسشگرى و نقدپذيرى و پاسخگويى قرنهاست نهادينه گرديده است - و هم از سوءاستفاده جريانات معلوم‏الحال سياسى، رسانه‏اى جلوگيرى نمود؛ البته به شرطى كه چنين اراده‏اى وجود مى‏داشت.
از طرف ديگر وجود اعتراض و نمايش آن مطلقاً و الزاماً خالى از بركت نيست. اعتراض مى‏تواند در جامعه سياسى نقش درد در بدن را داشته باشد.لذا دور از انتظار و احتمال نيست كه در لايه‏هاى زيرين اعتراض‏ها واقعيت‏هايى وجود داشته باشد؛ هر چند خروج موج اعتراض خارج از چارچوب‏هاى قانونى كشور حركتى درست و منطقى نيست.
اين اولين بار نيست كه به موضعگيرى و عملكرد و سخنان مسوولين كشور اعتراض مى‏شود حتى خود آقاى هاشمى بارها و بارها با اعتراض‏هاى تشابه مواجه شده است.
نگارنده ضمن نسنجيده ارزيابى كردن عمل معترضين در انتخاب زمان و مكان و نحوه اعتراضشان، دامنه اين موضوع را مورد توجه قرار مى‏دهد كه اصولا نبايد از چشم تيزبين شخصى مثل آقاى هاشمى دور بماند، چون بعد از اين جريان كه مى‏توانست در اين شرايط كشور - كه شديداً به همگرايى و نمايش آن نياز داريم - به سادگى جمع و جور شود، لشكرى از عناصر سياسى و رسانه‏اى با دامن زدن به ابعاد اين جريان، انگشت اتهام خود را به يك جريان اصيل سياسى و اعتقادى و به يكى از شخصيت‏هاى علمى و حوزوى ارزشمند نشانه رفتند و تلاش كردند با تمسك به اين بهانه، يك شكاف عظيمى را بين نيروهاى انقلاب به رهبرى روحانيت القا نمايند. حتماً آقاى هاشمى اذعان مى‏نمايند كه چنين جريانات و عناصرى كه به دنبال القاء وجود شكاف در نظام هستند، نه براى آقاى هاشمى دل مى‏سوزانند نه براى ساير نيروهاى دلسوز انقلاب و حتى با اصل انقلاب نيز نسبتى ندارند.
در پايان باتوجه به زمان طولانى مديريت اجرايى ايشان در سمت‏هاى مختلف و عمق آن - كه قطعاً با كاستى‏ها و چالش‏هاى جدى مواجه بوده است - و گستره سوالات و انتقادات و ابهاماتى كه در اين خصوص در اذهان توده مردم عموماً و نيروهاى وفادار به آرمانهاى انقلاب و امام(ره) و كارشناسان و نخبگان مستقل از جريانات سياسى وجود دارد و تا به حال نيز نه از آنها استقبال گرديده و نه ساز و كارى براى پاسخگويى منطقى و به دور از ارعاب و جوسازى و مظلوم‏نمايى تعبيه گرديده است، به آقاى هاشمى رفسنجانى پيشنهاد مى‏كنيم كه يك بار براى هميشه و به طور اساسى براى اين موضوع تدبيرى مناسب بينديشد.
اما موضوع دوم:
اولا واقعيت اين است كه شخصيت، تفكر، انديشه و عملكرد دكتر احمدى نژاد علاوه بر ايجاد رضايت مردم ايران مورد توجه ملتهاى ديگر به ويژه ملتهاى مسلمان نيز قرار گرفته است. دامنه اين موج به اندازه‏اى گسترده و عميق است كه حتى مقام معظم رهبرى نيز در بيانات خود تاكيد فرمودند كه دولت نهم يكى از محبوبترين دولت‏ها بعد از مشروطه در صد سال اخير بوده است.
بحمدالله رئيس جمهورى ايران اسلامى در ديدگاه ملتهاى مسلمان به يك شخصيت كاريزما تبديل شده است و اين مايه افتخار و فخر ايران اسلامى و نكته قابل اتكا در ديپلماسى سياسى است و همه ما وظيفه داريم در كنار ساير وظايف خود اين سرمايه را نيز تقويت كنيم.
اما در برابر اين سرمايه ارزشمند، دو جريان و برخورد شكل گرفته است كه كاملاً مشخص و قابل كدگذارى است:
1- بخشى از عناصر و جريانات سياسى و رسانه‏ها كه نسبت به اين سرمايه حسادت مى‏ورزند سعى مى‏كنند با تمسخر برخى از موضعگيرى‏ها و عملكردهاى رئيس‏جمهور در عظمت شخصيت اين فرزند انقلاب خدشه ايجاد كنند. طبيعتاً مردم ايران متوجه اين تحركات موذيانه حسادت‏آميز هستند. كسانى كه با تمام ادعاها و شعارها با در اختيار داشتن تمام امكانات و فرصت‏ها از پاسخ‏گويى به بديهى‏ترين مطالبات مردم و جامعه عاجز ماندند و مردم نيز در زمان خود پيام آنها را دادند قطعاً نخواهند توانست با تشبث به چنين رفتارهايى از ارزش‏هاى رئيس‏جمهور محترم بكاهند.
2- در نقطه مقابل اين جريان، احتمال سوء استفاده فرصت‏طلبان متملق نيز دور از انتظار نيست. در طول تاريخ بوده‏اند افراد و جرياناتى كه سعى كرده‏اند با حركت‏هاى سالوسانه، خود را به كانون‏هاى قدرت نزديك كنند و بار خود را ببندند.
دلسوزان انقلاب و نظام و دولت اسلامى بايد متوجه اين خطر باشند.البته سوابق و شخصيت شناخته شده و اصولگرايى رئيس محترم ديوان محاسبات كاملاً روشن است. اصولاً اظهارات وى از اين سنخ نبوده است.
ليكن نبايد از نظر دور داشت كه دفاع خوب و موثر از يك عنصر و سرمايه، ظرافت‏ها و روش‏هاى خاص خود را مى‏طلبد و دفاع بد به همان اندازه به عنصر مورد نظر آسيب مى‏رساند كه تخريب نقطه مقابل و رقبا آسيب مى‏رساند.
رئيس‏جمهورى محترم نيز حتماً توجه دارند بعضاً مورد تكريم و تعظيم كسانى قرار مى‏گيرند كه پيش از انتخابات، عليرغم شناخت وى با رقباى ايشان بيشتر انس و الفت داشتند. البته حقشان نيز بوده؛ ليكن حافظه تاريخى ملت ايران را نيز نبايد دست كم گرفت.