بهزاد نبوی: هاشمي خاكريز آخر ما بود

عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي گفت: هاشمي خاكريز آخر ما بود. تحليل اين بود كه اگر معين رد صلاحيت شود و يا راى نياورد، ما مى‌بايست يك خاكريز ديگر نيز داشته باشيم.

  

 

 بهزاد نبوي گفت: اگر خاكريز آخر را پيش بينى نمى‌كرديم، مجبور بوديم با خروج آقايان معين و كروبى از صحنه بازى را يكسره واگذار كنيم. البته پيش از انتخابات مصلحت نبود چنين تحليلى را علناً ارائه دهيم و عملاً «گرا» براى رد صلاحيت نامزد خود داده و يا احتمال راى نياوردن وى را مطرح كرده باشيم.

 

 

وي يادآور شد: من از بهمن82 تا دو ماه بعد از انتخابات با آقاى هاشمى نه ديدار داشتم و نه حتى تلفنى صحبت كردم. البته با دوستان كارگزار ديدار داشتيم و هميشه تشويق مى‌كرديم كه آقاى هاشمى در انتخابات شركت كنند.

 

 

وي گفت: اختلافاتى در درون جبهه اصلاحات بروز كرده است و ديگر امكان ايفاى نقش تعيين كننده براى سازمان مجاهدين انقلاب نيست.

 

 

عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي افزود: به دوستانمان در استان‌ها و در بخش‌هاى مختلف سازمان تاكيد كرده‌ايم تلاش كنند جبهه اصلاحات در تمام استان‌ها فعال شود... گفتيم خواهش كنند كه گروه‌هاى اصلاح‌طلب دور يك ميز بنشينند تا جبهه اصلاحات دوباره فعال شود.

 

 

وي درباره طيف اصلاح طلبان در انتخابات گفت: معتقديم جبهه اصلاحات مى‌بايست فعال باشد و يك جبهه گسترده تر از نيروهايى كه با نتيجه انتخابات موافق نبودند، تشكيل شود. اين نيروها كه در آن از مخالفان قديمى اصلاحات تا نيروهايى كه اعتقاد به اصلاحات در چارچوب نظام نداشتند، طيف گسترده‌اى را شامل مى‌شوند.

 

 

وي در پاسخ به اين پرسش كه يعنى شما با كسانى كه به «اصلاحات در چارچوب نظام» اعتقادى ندارند در يك گستره هستيد؟ اظهار داشت: نه. من معتقدم كسى كه اعتقاد به اصلاحات در چارچوب نظام نداشته باشد، اصلاح‌طلب نيست. اصلاح‌طلب يعنى كسى كه نظام موجود را قبول دارد اما مى خواهد ايرادات آن را اصلاح كند. بحث من وحدت اين طيف گسترده از اين نيروها حول يك جبهه واحد نيست، بلكه نوعى كارهاى مشترك يا هم جهت است.

 

 

وي درباره طيف اصلاح‌طلبان گفت: در تحليل ما سه جبهه پيش بينى مى‌شد. اول جبهه اعتدال بود كه بعضى گروه‌هاى عضو جبهه اصلاحات آن را اعلام كردند، از جمله كارگزاران سازندگى و... فكر كرديم اينها مى‌توانند يك جبهه گسترده را با گروه‌ها و افرادى كه با وضع موجود هماهنگى و همفكرى ندارند، در بر بگيرند. طيف بعدى، همين جبهه اصلاحات است. اين طيف نيز مى‌تواند از كارگزاران شروع شود و شامل مجمع روحانيون، مشاركت، انجمن‌هاى اسلامى، سازمان مجاهدين انقلاب و... باشد. تاكيد داريم كه بايد اين جبهه را حفظ و تقويت كرد. جبهه سوم نيز جبهه دموكراسى خواهى است كه يك طيف ديگر از مخالفين وضع موجود را در بر مى‌گيرد. فكر مى‌كنيم مخالفين و منتقدين وضع موجود مى‌توانند در اين سه جبهه سامان پيدا كنند.

 

 

وي مدعي شد: پيش بينى ما اين بود كه وقتى اينها (اصولگرايان) به قدرت برسند، زبانها را ببرند و صداها را كامل خفه كنند.

 

 

وي در جواب به اين سئوال كه «فكر نمى‌كنيد كه اساساً اين پيش بينى شما اشتباه بود؟» گفت: نه نبود، خواست اين جريان فكرى همان است، ولى شرايط ايجاب نمى‌كند كه چنان اقداماتى صورت گيرد.

 

 

وي در ادامه اظهار داشت: برخى از دوستان به اشتباه و براى اين كه خود را از خطا مبرا كنند، همه تقصيرات را به گردن يكديگر مى‌اندازند و عامل بيرونى را ناديده مى‌گيرند.

 

 

بهزاد نبوي همچنين ادعا كرد: در زمينه اجتماعى، كسانى كه اصلاح‌طلبان را به بى دينى متهم مى‌كردند، الان در عمل همان روش‌ها را اعمال مى‌كنند. همان تسامح و تساهل. در زمينه سياسى وزير ارشاد كه زمانى در روزنامه كيهان بود، الان اعلام مى كند به دنبال آزادى آقاى رامين جهانبگلو است.

 

 

عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي در ادامه يادآور شد: به نظر من عوامل بيرونى نقش تعيين كننده داشته‌اند. ضمن اينكه تندروى و كندروى‌هاى درون جبهه اصلاحات هم در ناكامى‌ها تاثير داشته است، ما نبايد از عامل بيرونى كه امروز هم بزرگترين خطر و تهديد نه تنها براى اصلاحات، كه براى حفظ منافع و امنيت ملى است، غافل شده و به خودزنى بپردازيم.

 

 

وي در پاسخ به اين پرسش كه:«درباره شخص شما زياد صحبت است. برخى معتقدند تصميمات شما باعث برخى اشتباهات شده است.» پاسخ داد: پيروزى هزار تا پدر و مادر دارد، اما شكست غريب و بى كس است. كى بود، كى بود، من نبودم. همه مى‌اندازند گردن ديگرى. بنده بحث و گفت و گو در اين زمينه‌ها را فقط به عنوان بحث‌هاى درون گروهى و درون جبهه‌اى قبول دارم و به هيچ وجه پاسخگويى به آنها را در وسايل ارتباط جمعى به صلاح نمى‌دانم... ما نبايد دچار خودزنى شويم... حاضر نيستم براى دفاع از خود، بهانه به دست مخالفان اصلاحات بدهم و آنان را با نقد همراهان و همفكران خود خشنود كنم.