نگاه چپ به نتايج انتخابات!

سوسيال دمکراتها و ليبرال دمکراتها درتکريم و تقديس مردم آن هنگام که مردم به آنها اقبال دارند و در مصدر کارند، چيزى کم نمى‌گذارند. عظيم‌ترين ستايش‌ها از مردم را در ادبيات سياسى اين نحله‌ها به هنگام فتح و پيروزى مى‌توان ديد.
اما خدا نکند روزى همين مردم آنها را از اريکه قدرت به زير کشند.
بى‌مهرى به مردم آغاز مى‌شود. اولين صفتى که به رقيب خود مى‌دهند، فاشيست است و آخرين آن متهم کردن به حرکت پوپوليستي! و بالاخره مردم را به جهل، غفلت و فريب خوردن متهم مى‌کنند.
اما اين بار به دنبال عدم توفيق حضرات در انتخابات نهم رياست جمهورى لحن جديدى از اين جريان فکرى را مى‌توان شنيد.
از جمله اينکه؛
- “دموکراسى به معناى تبعيت از مردم نيست”
- “در کار سياسى قرار نيست شما به دنبال مردم باشيد” (1)
همانطور که ملاحظه مى‌کنيد دستکارى در مفهوم دمکراسى و نقش مردم در نظام‌هاى دمکراتيک و نيز نسبت مردم با برندگان و بازندگان انتخابات مورد تعرض تئوريسين محترم اردوگاه چپ به علت ناکامى در انتخابات سوم خرداد قرار گرفته است. به همين دليل على‌رغم توافق روى مفهوم “دمکراسي” و فوايد آن در جوامع امروزي، به عدد شکست خوردگان و توفيق يافتگان در هر انتخابات، ممکن است ما تعريف دمکراسى و نگاه به نقش مردم در آن داشته باشيم.
غ‌غ‌غ‌
يکى ديگر از همين دست نگاه‌هاى “چپ“ به انتخابات سوم خرداد به شرح زير است:
- همچنان معتقدم محمود احمدى نژاد برآمده از آراى عمومى مردم نبوده و عرفا رئيس جمهور بودن او محل ترديد است
- از نظر من و همفکرانم احمدى نژاد صرفا از نظر حقوقى رئيس جمهور ايران است و نه به لحاظ آرا عمومي
- مردم در برابر نتيجه انتخابات مقاومت نکردند، بلکه کوتاه آمدند
- طرفداران وضع موجود بايد پاسخ دهند که چگونه اين چنين شخصى در کوچه پس کوچه‌هاى شهرها و روستاهاى کشور مطرح شد.
- از نظر ما تقلبى صورت نگرفته بلکه تخلفاتى وجود داشته است (2.)
همانطور که ملاحظه مى‌کنيد مقاومت “ذهن” در برابر “عين” تا سر حد تحريف واقعيت‌ها و حقيقت‌ها پيش مى‌رود. قرار بوده اتفاقاتى در عالم واقع بيفتد که مطابق ذهن يک فرد يا يک جريان باشد. حالا آنها اتفاق نيفتاده، مى‌شود به همه شک داشت، مى‌شود همه را به زير سئوال برد، اين حق براى بازنده محفوظ است.
در يک انتخابات فشرده و دو مرحله‌اى که فاصله بين دو رقيب بيش از 7 ميليون راى است، سخن از ترديد در نتايج انتخابات و راى مردم و يا تخلف انتخاباتى به يک هذيان‌گويى بيشتر شبيه است.
در سخنان ياد شده بى‌مهرى به مردم و حتى مسئولان برگزارکننده انتخابات که به لحاظ فکرى در نقطه مقابل فرد پيروز در انتخابات قرار دارند، موج مى‌زند.
يک دقت روانکاوانه در استخدام کلماتى که به کار رفته شده، نشان مى‌دهد. نگاه چپ به مردم و انتخابات انسان را به وادى سپتى سيسم و شکاکيت محض مى‌کشاند. خودشيفتگى و تنزه‌طلبى باعث مى‌شود که همه تقصيرها را سرمردم خراب کنيم و خود را همچنان پاک و منزه از هر خطاى استراتژيکى و يا تاکتيکى بدانيم. اين بيمارى نگاه به واقعيت‌ها ممکن است مختص “چپ“ نباشد. اگر جريان پيروز هم همين نگاه به مردم را داشته باشد دليلى بر توفيق در انتخابات آينده وجود ندارد، با مردم بايد صادق بود. با مردم بايد صميمى بود و از روى قهر و غضب سخن نگفت. به مردم بايد وفادار بود و بالاخره به درد مردم خورد و آنان را عيال الله دانست.
اين نگاه به مردم يک نگاه اصولگرايانه است.
دکتر محمود احمدى نژاد چه در زمانى که استاندار اردبيل بود و چه در ايامى که شهردار تهران بود تعامل خود با مردم را صادقانه تعريف کرد. نشستن ساعتها پاى درددل مردم و شنيدن حرفهاى آنان جزيى از کار او در مديريت اجرايى بود. همين رويکرد بود که پس از انتخابات او را به سفرهاى استانى کشاند و تا اعماق شهرها و روستاها حضور او را تثبيت کرد. در نگاه احمدى نژاد، نسبت او با مردم مثل نسبت ماهى با درياست. لذا تا موقعى که در ميان مردم و با مردم و براى مردم است نام او در تاريخ ايران به عنوان يک خدمتگزار صادق ماندنى است. براى رقابت در يک نظام مردم‌سالار نمى‌توان کسى را متوقف کرد يا جلوى درخشش وى را گرفت. تنها راه تلاش براى خدمت به مردم و جلب رضايت مردم است.
پى‌نوشت‌ها:
1- على‌رضا علوى تبار، خبرگزارى مهر، نشست گفتمان عصر روشنگرى 2/4/85
2- محمد عطريانفر، مصاحبه با خبرگزارى فارس 3/4/85