بازوي نخلي نجيب زخم تبر خورده‏است

السلام علي ام الائمة المنتخبين ، بنت الرسول الله الامين ، الصديقه الشهيده ؛ المظلومة المقهوره ، المضطهدة المسکوره ، فاطمة الزهرا (س) سيدة النساء العالميـــــــــــــن .

-----------------------------------


 

فدک، آتش، عزالان حيران، صداي در، مسمار خون آلود، ديوار شرمنده، تازيانه خصم، ماه سيلي خوده است.
آفتاب مي گيرد، شکوفه اي پرواز مي کند، دستي به زانو، دستي بر ديوار، نگاهي دردناک، مردي بزرگ، بغض دختري نجيب، هاله اي حزن آلود، سجاده اي رهاست...
چادري پريشان، در، ديوار، خانه، در غربتستان لاله موج مي زند...
واي پهلويم، فضه چادرم، کودکانم در و ديوار را نبينند . لاله را بشوئيد، گونه کودکانم شبنم زده است، واي اگر پدرم بود ...
دلم تنگ است براي اذان، بلال کجاست ؟ صداي اذان، دلم پر زد، مادر مظلومه عالم بيهوش، واي ...
عالم شرمنده، دنيا سياه پوش، گريه هاي زينب(س) مي رسد به گوش.
التماس حسن(ع)، فرياد حسين(ع)، غنچه اي پرپر، گلي از دست رفته است.
شب هاي بي ستاره، چاه، دردهاي غريبانه، مولا آتشفشان اندوه است.
فرصت تشيع دودمان ولايت، آفتاب بر دوش کوه مي رود در سکوت و تنهايي، ذهن مدينه را اندوه پر کرده است.
دوباره شب، مردي بزرگ، گام هايي استوار اما خسته، به سمت مرقد يار. سلام، سلام تنهاترين بانو، سلام مشهد گمشده، سلام بي نشان پر آوازه، بگو احوال پهلويت چطور است ... ؟


 

مي رفت علي و مي کشيد از دل آه


 

وز همسر خويش بر نمي داشت نگاه


 

ديدند که با خويش علي مي گويد:


 

لا حول و لا قوة الا بالله


 


 


يا علي مددي