به خاطر زينب ... نکن ای صبح طلوع ...

Image418.jpgImage476.jpg

Image431.jpgImage478.jpg

امشب شب عاشوراست ... شب لیله قدر حسینی ها است ... شب عملیات امام حسین ...شب مناجان امام حسین ... شب درد دل امام حسین با زینب ... شب آخر امام حسین ... نمی دانم چی بگم ... امشب شب شور ... شب ذکر است  ...  بیایم امشب تا صبح بیدار باشیم ... به یاد آن شبی که حسین تا صبح خار از بیابان می کند ... گوشواره از گوش اطفال در می آورد ... به خواهر نشان یک بلندی می داد ... تا در آخرین لحظه... آخرین نگاه ... آخرین امید ... حسین در گودال ... زینب به بالای تل .. ای وای ، ای وای ... بیاییم تا صبح ذکر حسین را بگیریم ... با تمنا و التماس بگوییم :                             

                                       نکن ای صبح طلوع ...

خدایا ما را کربلایی کن ...

/ 7 نظر / 7 بازدید
هانيه

سلام...به ياد ما هم باش . اون شبايی که ميومدم خونه شما برای هيات خاطره های خيلی خوبيه که اين شبا خيلی به يادش افتادم..به مامانت سلام برسون ، به همه اونایی که دو تا محرم پیش این موقع ها تو خونه شما می دیدم و امسال ندیدم..ولی به مامانت سلام مخصوص برسون بگو منو هم دعا کنه...

مجنون الحسين

یونس اندر بطن حوت و اصغر اندر گاهواره هردو عطشانندو اما این کجا و آن کجا مریم از هجر مسیح و زینب از داغ حسین هردو گریانند و اما این کجا و آن کجا یوسف اندر قعر چاه و شاه دین در قتلگه هردو عریانندو اما این کجا و آن کجا سلام آقا صادق...دیدی آخر اونی که نباید می شد ٬شد...خیلی داد زدم عمه نرو به قتلگه...اما عمه دیگه هیچ صدایی رو نمی شنید... امروز عمه ی من رو به اسارت می برن...می گفتیم عاشورا داره میاد یه کاری کنیم...اما حالا که عاشورا اومد و رفت ...برای عمه سادات یه کاری کنید...آخه عمه ما یه زنه ٬مگاه چقدر طاقت داره...

مجنون الحسين

آقا صادق!! نمی دونم چرا قاطی کرديد... نمی دونم چی بگم... دوست ندارم تماسی بگيرم...اما اگر می خوايد من اينجا نه ولی توی ياهو براتون توضيح می دم... نازم ندارم بکنم...ناز چيه برادر... اما با ملايمت ترم می شه حرف زد... مجنون الحسين توقعی نداره اما نه اينکه...

مجنون الحسين

برادرم!اصلآ دلم نمی خواست شما رو به هم بريزم... يه سر به آی ديتون بزنيد... فکر کنم داريد مجبورم می کنيد گمنام نمونم... آخه گفتن اينکه کيم به شما برای من فرقی نداره... بازم فکر کنید...من راحت ترم اينجوری... باور کنید اگه اذیت می شید دیگه کاری ندارم.. نازم نمی کنم به جدم قسم... فقط به خاطر چیزهایی بی خودی قاطی نکن برادر خوبم... چیزی رو هم که از من خواستید و انجام دادم... یادتون نره...به یاهو سری بزنید... التماس دعا یا علی

ميثم عشقی

سلام دوست عزیز زندگی رویا نیست زندگی زیبایی است می توان از میان فلصله ها را برداشت دل من با دل تو هر دو بیزار از این فاصله هاست من اپم ومنتظر نفس گرمت با اروی موفقیت بیشتر وبیشترین توفیقات به امید حق یا حق[بدرود]

متروک

سلام. تو محرم هيئت وبلاگيتون سر قولش نبود. اون شبايی که من اومدم خبری نبود ٬ اون دو شبی که نيومدم ... خوب هستين شما؟خيلی کم پيدا شدين. البته می‌دونم سرتون شلوغه. عزادارياتون قبول. التماس دعا.