وای از دل زينب ...

normal_YA_Abbas_001.jpg

ساعت نزدیک به ۵/۴ بامداد است ... از خواب پریدم ... فقط ، یک حرف ... فقط یک چیز ... آمده ام بگویم ... آقا جان شرمنده ام که در روضه هات  جان ندادم ... چرا وسعت حادثه را نمی فهمم که اگر می فهمیدم یک لحظه زنده نمی ماندم ... آقا جان خواهرت به اسیری بردند ... هرچه بود تو مرد جنگ بودی ... عباس تربیت یافته مکتب علی بود ... مرد جنگ بود ... اما بی بی زینب  چی ... ایشان کجا و اسیری کجا ... رقیه کجا و اسیری کجا ... شه زاده خیر النسا را مگر به اسیری می برند ... مگر به آنان تازیانه می زنند ... مگر آنان را به کنیزی می برند ... نمی دانم ... چرا در روضه هات نمردم ...چرا ، چرا ...

خدایا ما را کربلایی کن ...

/ 8 نظر / 9 بازدید
مجنون الحسين

ميان آن همه لشکر چو بی کسم ديدند به اشک بی کسيم ناکسان بخنديدند پناه عالميان زينبت پناه ندارد جز تو ای شه خوبان پناهگاهی ندارد خيلی برام سنگينه که بی بی رو که می دونستن دختر پيامبر باهاش اينجوری کردن... اين شبا دل عمه ما بی تاب...چهار روزه که عمه بی برادرش از اين منزل به اون منزل ميره... آهای جوونای بنی هاشم...کجاييد که نامحرمان به تماشای بی بی ايستاده اند... عمه عمه عمه ..................

درخشان

ما رايت الا جميلا سر بزنی خوشحال ميشم

کودک زمستانی

سلام... تو مدت ده روزه ی اول محرم ميومدم اينجا ٬ و نوشته هاتون رو می خوندم اما ... بدی اين دنيای مجازی اينه که تا اعلام حضور نکنی کسی حضورش رو احساس نمی کنه! چه می شه کرد... شايد همراه خوبی برای هييت شما نبودم ... در هر صورت به بزرگواری خودتون ببخشيد. راستی عزاداريهاتون قبول درگاه حق... التماس دعا... يا علی...

يه آشنا ...يا يه فاميل

برادر اجرت با امام حسين ....ولی ای کاش دعا می کردی به جای کربلايی شدن ، حسينی می شديم . زير بار زور نميرفتيم . نميذاشتيم به اسم اسلام بهمون زور بگن . وارث آدم می شديم . اون وقت ديگه برای کشته شدن حسين عزاداری نميکرديم . برای خودمون عزاداری می کرديم . برای اينکه اسم خودمونو گذاشتيم شيعه و ادعای حسينی بودن می کنيم ولی همه حسينی بودنمون سينه زدن و خود کشيمونه گريه می کرديم . يه وقت نشه که زير پرچم معاويه برای حسين گريه کنيم . يه وقت نشه که به اسم حسين تبديل بشيم به عمر سعد . بچه های امام حسين هنوز همين نزديکی هستن ...اگه خوب چشمامونو باز کنيم می بينمشون ها ... راه حسين رو نشه توی همين عزاداری ها گم کنيم . حسنی بودن به گريه کردن و توسر و کله زدن نيست . حسينی بايد زير بار زور نره . حسينی بايد فکرش بيشتر و باز تر و جلوتر از زمانه خودش حرکت کنه . حسينی بايد دانشمند باشه ...درس خونده و محقق باشه . حسينی بايد دنيا و زمانه خودش و آينده اش و گذشته اش رو درست و بی غرض بشناسه .

همون آشنا يه فاميل

برادر ... زينب هيچ وقت دعا نکرد اون صبح طلوع نکنه...بلکه برای رسيدن به اون لحظه تاريخ ساز همه بی تابی می کردن . همه منتظر بودن تا ببينن چرا خدا به فرشته هاش گفت به انسان سجده کنن . همه منتظر بودن تا نتيجه خلقت آدم و بعثت انبيا رو ببينن و بفهمن چه جوری يه انسان به اوج خدايی شدن می رسه ... اون صبح طلوع کرد تا طلوعی باشه برای بشريت تا چراغ راه خداگونه شدن انسان باشه ... چرا بايد بگيم مکن ای صبح طلوع ؟؟؟؟ از چی بايد بترسيم ؟ از مرگ ؟ از شهادت ؟ از رسيدن به خدا ؟ از خدا شدن ؟ و نبايد خجالت بکشيم از روح شهدا که بگيم نکن ای صبح طلوع ؟ نميگم از شهدای کربلا از شهدای خودمون که عاشقانه شاهد شهادت رو در آغوش کشيدن بايد خجالت بکشيم از روح شهيد اميرحسين ....که هر وقت ميرم بهشت زهرا روم نميشه از ماشين پياده شم و فقط از گوشه چشمم به اون عکس کوچيک با لون لباس بسيجی گشادی که تنشه نگاه ميکنم و از اينکه مثل امام حسين خدايی شده غبطه می خورم . اميرحسينم هيچ وقت نگفت نکن ای صبح طلوع ....تو اون موقع نبودی ولی اونا برای طلوع اون صبح لحظه شماری می کردن و با اولين شعاع خورشيو پر کشيدن .... بعد از ۱۴۰۰ سال حسينی شدن و ....

همون فاميله يا آشناهه يا يه غريبه

...حسينی شدن و به قول خمينی حتی از اصحاب عاشورای شصت و يک امام حسين هم حسينی تر شدن . آره داداش ، امام حسين روضه خون و سينه زن نميخواد .... امام حسين آدم حسينی ميخواد نه آدم کربلايی برا همينم ميگن عاشورا همه روز و کربلا همه جاست به شرط اينکه حسينی باشی . يه وقت تو دانشگاهه يه وقت تو سازمان ملله يه وقت توی سوييس يه وقت بازداشتگاه کميته مشترک يه وقت جبهه يه وقت سر صندوق رای يه وقت کتک خوردن تو خيابون از اونايی که عربده يا حسين می کشن ...هر روز عاشوراست ...چون هر روز بايد بين حق و باطل انتخاب کرد ...بين خون دادن يا خون دل خوردن و بين ملک ری و مال و ثروت . يه روز سردار سپاه پيغمبر بودن و فرداش رو در روی حق ايستادن و يا سکوت کردن . اينه که امام حسين از ما سينه زدن و گريه کردن و گلوپاره کردن نميخواد .... امام حسين از ما حسينی بودن ميخواد داداش ...حسينی بودن . درود به خلق حسين و پيروان حسين از هر دين و مذهب و مکتب ....

همون آشناهه

بچه ها این پرشين بلاگ حرفای منو از آخر به اول مرتب کرده ...لطفا شما هم از پايين به بالا بخونين . ( قابل توجه دکتر بوترابی : لطفا حرفای منو وارونه نکنين)