السلام عليک يا زينب الحورا ء ...

4kx1sad.jpg

خیلی دلم می خواهد این عکس را توصیف کنم ... برای اونایی که کربلا نرفتند بگم این جا کجاست ... ولی زبانم بند آمده ... در ایام فاطمیه بسر می بریم ... به دلم افتاد که چند خط از شاگرد اول مکتب فاطمی ، حضرت زینب (س) بنویسم .

در روز عاشورا چندی بودند که به نیابت به کربلا آمده بودند ، یک نفر علی اکبر بود که به نیابت از رسول اکرم ، دیگری قاسم  به نیابت از  پدرش امام حسن و خانم حضرت زینب به نیابت از مادرش حضرت زهرا و ....

این شب ها آخرین شب های عمر  حضرت زهرا است ، شاید بیشترین حرفای امشب وصیت به حضرت زینب در مورد عاشورا باشد ...

شاید در چنین شب هایی بود که به دخترش گفت : ببوس آن جایی را که هرگز نبوسیدم .

این مکان همان جایی است که حضرت زینب داشت وصیت مادر را انجام می داد ... این جا همان جایی بود که داشت می دید که برادر ...

روضه حضرت زینب خواندنی نیست ، سر است ... اما در کل این بلندی همان جاییست که حضرت زینب پیر شد ... دهنم بچاد که اگر بخواهم واضح تر از این بگویم ...

خدا یا مرا کربلایی کن ...

/ 6 نظر / 26 بازدید
یه آشنا

ای کاش فدک این همه اسرار نداشت ای کاش مدینه در و دیوار نداشت فریاد دل محسن زهرا این است ای کاش در سوخته مسمار نداشت خوشحالم دوباره عطر و بوی عشاق الحسین اینجا پیچیده.... چند باری کامنت گذاشتم اما ارسال نمی شد انگار... راستی آقای اعتماد سعید این منظره ای که می خوای توصیفش کنی عمه سادات ما در یک جمله توصیف کرد....همه چیز رو...کربلا...تل زینبیه... قتلگاه....ما رایت الا جمیلا...همه جاش زیبایی موج می زنه...شکوه عشق یه خواهر و برادر...زیبایی عشق پدر و فرزند...عمو و برادرزاده...مادر و فرزند... التماس دعا یا علی

الهام

سلام... تخريب عتبات عاليات رو خدمت شما شيعه ی دلسوخته تسليت عرض ميکنم... به اميد حضور و ظهور صاحبمان.... به ما هم سر بزنيد....خوشحال ميشيم به خدا... يا علی

الهام

سلام ببينم اونی که به نام (ط) تو وبلاگم نظر گذاشته شمائی؟ يا علی