تا صبح ...

%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%20%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82%20%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF%20%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF.jpg

خیلی با خودم بالا و پایین کردم که از نوشتن این پست صرف نظر کنم ... ولی نتوانستم ... دوباره اون حسی غریبی که در دلم یک غربت دلنشین را ایجاد می کند سراغم آمده است... خیلی وقت بود که ازش جدا شده بودم ... حسی که هر چند تلخ است ولی در آن بوی دوز ، کلک ، دروغ ، دورویی و ... را نمی دهد ... دلم می شود مثل شیشه شفاف و روشن و البته بسیار شکننده ... دیگه از کسی بدم نمی آید و دیگه کینه به دل ندارم و ...

نمی دانم این شب ها مجموعه فیلم ((تا صبح)) را دیده اید یا نه ... فیلمی که مرا خیلی به فکر فرو برد ... یک انقلاب به وجود آمد ... و به پیروزی رسید ... نه به این راحتی ... با خون دل خوردن ها ... با شهادت یااسارت عزیزان ... با شکنجه و تحریم و خیلی چیز های دیگر ...

خیلی ها به اصطلاح انقلابی بودند ولی احساسات آنان به اعتقاداتشون غلبه کرده بود ... تندروی کردند قصد داشتند طاغوت را از بین ببرند باعث شدند همرزمان انقلابی خود که با اعتقاد به راه خود ادامه می دادند به آتش آنان بسوزند تا جان خود را از شری که خود درست کردند امان بدارند ...

عده ای از جلادان طاغوت که بعد از انقلاب رنگ عوض کردند و حرف از خدا می زدند  و شعارشون خدمت به میهن بود در حالی که  در دل به هیچ کدام اعتقاد نداشتند ...

جالب آن است که هر دو این گروه با هم به هلاکت می رسند هم دسته های افراطی احساسی انقلابی و هم افراد رنگ عوض کرده طاغوتی ...

این جاست که به کلام مولا علی می رسیم که : به زودی ۲ گروه نسبت به من هلاک می گردند دوستی که افراط کند و به غیر حق کشانده شود و دشمنی که در کینه توزی با من زیاده روی کرده و به راه باطل در آید ...

اما جای دیگر که دل مرا لرزاند آن جا بود که شاید روزی برسد که ما بخواهیم توبه کنیم  وحتی بطور واقعی از کرده های زشت خود پشیمان باشیم و حتی فرصت را هم داشته باشیم ... ولی دیگر دیر شده باشد برای جبران ... چرا که زمان آنقدر اشتباهات ما را عمیق کرده باشد که با هیچ چیزی نشود این عمق اشتباهات  را پر کرد ... هر چه دست و پا بزنیم ، گریه و زاری کنیم ، فریاد وشیون کنیم که براستی ما پشیمان شده ایم ولی کسی نیست حرف ما را باور کند ...

آمده ام بگویم مطمئن باشید اگر امروز فیلم ۳۰سال آینده ما را جلوی چشممان بگذارند ... روزگاری که سیب زندگی هزاران چرخ خورده است ... دیگر امروز انقدر برای رسیدن به اهداف مادی خود حرص نمی زنیم ... همین امروز هم خیلی از فرصت ها را از دست دادیم ... کی می شود تلنگر را بخوریم و از این خواب بیدارشویم ...

من در همین جا می خواستم از تمام کسانی که شاید به آنان بدی روا داشتم حلالیت بطلبم ...

... بیا یم همدیگر ببخشیم تا خدا ما را ببخشه ...

خدایا ما را کربلایی کن ...

/ 30 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هانيه بختيار

سلام محمد..بابا چه قدر فرق کردی!!!!! خيليييييييييييييييييييييا...من ۱۵ روزيه که نيومدم تو نت. رکورد زدم...تو خودت خوبی؟

چه

سلام عليک نوشتیه شما برایم خيلی جالب بود هر پاراگراف آن من را به تاريخ رجعت می داد پاراگراف سوم نوشته من را بياد خوارج و تند روی های آنان انداخت پاراگراف۴ من رو ياد معاويه و بسياری از کفار می انداخت که بعد ها حق رو ناديده گرفتند و حکومت را به ناحق غصب کردند پاراگراف۵ که نوشتی هر دوی اينان به هلاگت می رسند که بسيار خوب نوشتی و به راستی که هر دوی اين گروه در طول تاريخ به هلاکت رسيدند و پاراگراف ششم که اشاره به حديث خير امور اوسط ها دارد بسيار نغض بود و دو پاراگراف آخر : یوم الحسره ! که ديگر زاری و گريه فايده ای ندارد و تو در برابر کرده ي خود مسئولی می خواهم چيزی بگويم ولی می ترسم نکند ما نيز مانند مردمانی که در طول تاريخ به ظاهر از حق پيروی می کردند گمراه باشيم و مانند آنان حق کشی کنيم اینجا بود که به شما گفتم به امور ثابتی که در ذهن خود داری یقین نداشته باش و به آنها شک کن که هرچه بیشتر شک کنی بیشتر به یقین می رسی آیا خداوند در قرآن نمی فرماید آنها فکر می کنند که حق هستند در صورتی که این طور نیست و خداوند ظالمان را دوست ندارد؟ آیا مطمئنیم که جز افراد تند رو

چه

ادامه ی متن با عنوان چه آيا مطمئنيم که جز افراد تند رو وکند رو نيستيم ؟ آيا مطمئنيم که د رآخرت جز گروه پشیمان نيستيم ؟

عطش زار

باز هم سلام هیئت بر قراره ...چای خشک باز تموم شده ...اما شربت آبلیمو هست ...ببخشید شکرش کمه...به هر حال متبرکه...بفرمایید

علی

سلام خدا قوت؛ان شاالله با هم بریم زیارت... مطابق هر سال، به مناسبت سالگرد دو عزیز، حاج ابراهیم همّت و حاج عبّاس کریمی؛ مراسمی در سالن دعای ندبه بهشت زهرا(س) برگزار میشه... زمان مراسم هم ساعت ۱۵ روز پنجشنبه ۱۷/۱۲/۸۵ هستش. ان شاالله دوستانی که میتونن تشریف بیارن.. راستی یه عکس جالب زدم تو وبلاگ،خوشحال میشم نظر بدین... با اجازه لینکتون کردم...

*نازنين يار*

*** همه کبوترای اینجا سفید نیستند خواهرم! بعضی هاشون لکه های خاکستری دارن، بعضی هاشون لکه های سیاه ... آدما هم مثل این کبوتران. همه که سفید خالص نیستند! ولی این از کرم و مهربونی آقاست که همه رو می پذیره. سیاه و سفید، خالص و ناخالص ... اصلا اینجا جای ناخالصاست، که بیان و پاک شن و برن ... *** مهربان بنده ی خدا! سلام. ممنونم که بر دامن سبز *نازنين يار* محبت پاشيديد ... باز هم منتظر شما هستم

یه منتظر عاشق

حرفاتونو قبول دارم.منم خيلی گناه دارم .هی توبه می کنم ادم نميشم.البته تازگيا خيلی بيشتر توکل می کنم و.الحمدالله .برامون دعا کنيد.خط سبزو هم ببينيد خوشحال ميشم.به قول خودتون نظر تون فقط تعريف نباشه خوش به حالتون انقدر دلتون پاکه

كودك زمستاني

سلام... خوبين؟ فردا اربعين حسينيه... براي ما هم دعا كنيد... يا علي...

علی ابدالی

با سلام و ارادت ....استفاده برديم ....به روزم ..

ابوالفضل

بسم الله الرحمن الرحيم السلام عليك يا ابا عبدالله و علي الارواح التي حلّت بفنائك عليك منّي سلام الله ابدا ما بقيت و بقي الليل و النّهار و لا جعله الله آخر العهد لزيارتكم السلام علي الحسين و علي علي بن الحسين و علي اولاد الحسن و علي اصحاب الحسين با عرض سلام و تسلیت اربعین حسینی (ع) یا بهتر بگویم زینبی(س) ایام به کام و التماس دعا