هيئت روضه العشاق در دهه اول محرم ...

42npl3b.jpg

کمتر از ۴ روز تا آغاز ماه محرم مانده است ... یکسال صبر کردیم ... حالا فقط ۴ روز دیگر محرم آغاز می شود ... امسال دست خالی تر از همیشه دارم به استقبال محرم می روم ...

 دلم گرفته ، امشب آمده ام بگم آقا جان قربون سیاهی روضه هات بروم ، قربون بوی اسپند که همه را مدهوش می کند بروم ... یعنی دارم یکبار دیگر محرم را می بینم ... دست خالی آمدم ، چشم به کرامت تو دارم ، هرچه در کرمت است به ما بده ... امشب دلم بدجور هوای بین الحرمین را دارد ... همان خیابانی که آدم نمی داند که حرم حسین برود یا حرم عباس ... یا بر روی پله های تله زینبیه بنشیند به دید گاه خانم حضرت زینب بگرید ... آرام آرام  حسینیه ها دارد رنگ عزای تو را به خود می گیرد ... زمزه حسین دارد دوباره بر جان آدمی می نشیند ...

حسین دارد وارد کربلا می شود ... یک کسی یک کاری بکند ... از کوفه بوی فتنه می آید ...  در کوفه نیزه ها دارد تیز می شود ... بر اسب ها نعل تازه می زنند ... خرید و فروش شمشیر بازار خوبی پیدا کرده است ... می گویند می خواهد یک مهمان بیاید ... مهمانی از آل رسوالله ... کوفیان خوب دارند برای استقبال این آقا اماده می شوند ...

mv2c0m.gif

بنا دارم در وبلاگم در ماه محرم خیمه کوچکی بنا کنم ... و هیئتی کوچک با نام روضه العشاق راه بیندازم ... با نوشتن خاطراتی از کربلا ، داستان عاشورا و پخش مداحی که همه روزه انجام خواهد شد ...

زمان : ازشب اول محرم تا روز عاشورا ...

مناسبت شب اول محرم : روضه حضرت مسلم بن عقیل (ع)

در ضمن در دهه اول محرم در حسینه شهید امیر اعتمادسعید مرا سم به شرح ذیل بر پاست :

سخنران : حجت الاسلام سید رضا عمادی

با نوای : کربلایی حسین سیب سرخی

ساعت شروع : ۲۰:۳۰

مکان : میدان شهدا - خ هفده شهریور - ایستگاه ناصری - خ علی درخشان - حسینیه شهید امیر حسین اعتماد سعید - هیئت روضه العباس (ع)

برای شادی روح احسان معصومی سوره حمد را تلاوت نمایید.

                                                                                        خدا یا ما را کربلایی کن ...

/ 21 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجنون الحسين

دوست ندارم کسی دلش از من بگيره... اصلآ حاضر نيستم دل کسايی رو که براشون احترام قائلم رو بشکونم... حالا می خوام بدونم آقا صادق ما ٬بنده رو بخشيدن يا نه.؟ يا علی

مجنون الحسين

یعنی اصلآ دلم نمیاد دل يه عشاق الحسينی رو بشکنم... حالا اميدوارم صادق عزيز!ديگه از ما دلگير نباشيد به خاطر اون حرفم... راستی من ۲ محرم طلبيده شدم امام رضا... شايد ۴ ٬۵ روزی نباشم تا توی اين هيئت اينترنتی شما شرکت کنم٬می ريم شايد آقا برات کربلامون بده ... می ريم اونجا بگيم :امام رضاااا مارو کربلايی کن يا علی

عبدالفاطمه

يا حق سلام اومدم بگم امشب يه جا دعوتين! اينجا http://zeaytoonetalkh.blogfa.com/ خيلي جاي باصفاييه يه رد پا بگذار كه فرشته ها هم ببين! دعا هم يادتون نره ها! يا زهرا)س( تو هيئت هم مسئوليتم رو قبول كنيد كه خيالم راحت باشه يازهرا)س(

مرتضی

سلام آقا! اين محرم واسه ما گنهاکارام دعا کن تا بتوينم حسينی باشيم.....

مجنون الحسين

خدايی تا برادرمون نگه از ما دلگير نيست ٬دلمون آروم نمی گيره... منتظريم صادق عزيز يا علی

مجنون الحسين

نشد...نه خدامون ازمون راضی نا اربابمون... حالا گناه دل شکستن يه برادرم افتاد گردنمون... آقا صادق فکر نمی کنی اگه منم بخوام تو وبلاگم اون چيزايی رو بنويسم که ازم خواستی٬می شم مثل همونايی که خودم جلوشون در ميومدم..؟ من نه شير مردم نه يه آدم با معرفت!!فقط يه مجنونم هميين

مجنون الحسين

سلام... صادق عزيز ٬يه سوالی پرسيده بوديد که جواب اون رو به وقتش می دم... می دونم شاید دیگه خیلی کنجکاو شده باشی که اصلآ من کیم... اما نمی دونم چرا نمی تونم خودم رو راضی کنم بگم... شاید یه جور شرم و حیا ... فکر می کنم نگم راحتترم... کس خاصی هم نیستم٬اما این طوری بهتره... يه قولم از من خواسته بوديد٬که اونم می گيم ان شاءالله٬اگر خدا بخواد هميشه کنار آقا صادقمون و روضة العشاقشون می مونيم و ترکشون نمی کنيم...اصلآ چرا باید برادرم رو تترک کنم امشب تو هیئت ما رو دعا کنید ... برنامه داشتم به سمت اونجا بیام اما قسمت نشد... دوست دارم حتی اگه مجنون الحسین رو هم ندیدید همیشه تو هیئت به یادش باشید یا علی

م.م

***الســــــــــــــــــلام علیــــــــــک یـــــــــــاابـــــــــــــاعبــــــــــداللــــــــه*** زنــــجیـــربـــرام بیــــــــارین امشـــب حسیـــن پرستم ازشدت جنــــون من پیــمونه روشکستم باورکن عاشقم باورکن زنجیری به درحیدرکن امشب جنــون گرفتم دیوونه ام سراپــــــــا بازم دارم می خــونم نـــام حسیـــن زهــرا سلام علیکم... امیددارم به حق همین شب هاکربلایی بشید. موفق باشید. درپناه حق یاعلی مدد.

مجنون الحسين

سلام تا حالا شده احساس کنی دلت در حال انفجاره!!! يا حرف دل خودت رو هم نفهمی... يا دلت تنگ باشه و هی بهونه بگيره... خیلی وقته اینجوریم...اما هرچی کاروان ارباب داره نزدیک تر می شه دل منم داره دیوونه تر می شه دلم دیگه خیلی بی تابی می کنه... دیگه نمی دونه از کی کربلا بخواد احساس این که اصلا هیچ کس صدای دلم رو نمی شنوه داره خفم می کنه.... تورو خدا این شبا خیلی دعام کن داداشم