ايميل دريافتی يکی از خوانندگان در جواب خانم داوودی مهاجر...

بسم الله الرحمن الرحيم

 

من سخت مي ترسم

 

كتابت نوعي خلق كردن است ، متاثر از ادراكات و احساسات و اكتسابات از دوران جنيني تا آن موقع كه قلم را مي چرخاني . خواهرم ، در اين نوشتارت هنرمندانه كلماتي  خلق كردي ، ولي براين مخلوقت روح حيات ندميدي . با لشگر كلمات بر دوره جواني تاختي و با بدترين شكل ، به زنجير عقل امروزت اسيرش كردي ... در زندان جملات زيبا حبسش كردي و در هياهوي زمان به محاكمه اش كشيدي ...

بارها در سطر ها و پاراگراف هاي اين نوشتار ، با پتك تحقير بر ميز اين محاكمه كوفتي و بر راي صادره  قضاوتت صحه گذاشتي . در داد خواست اين محاكمه به چندين موضوع مهم پرداختي و از زاويه ديد خود ، هر كدام را به پايين ترين سطح رتبه دادي . لازم است الان بر اين نكته اعتراف كنم كه هرگز با انديشه و نقادي آن مخالف نبوده ونيستم ولي نفي مو ضوعات آزرده خاطرم مي كند و آن چه باعث نوشتن شد همين آزرده خاطري است ...

خواهرم از حرارت هاي دوران نو جواني چنان نوشتي كه گرماي آنرا تا عمق جان احساس كردم ولي از بي معنا بودن آن  سوختنم را  بيشتر كردي . از احساسات بي پايه جان من هم سوخت زيرا اين معنا را هنوز درنيافته اي كه اگر اين احساسات  نورانيت وحدت را از ستاره دين نگيرد سياره هاي سيار در فضاي ظلماني وجود خواهد بود كه به مرور زمان به فراموشي سپرده مي شود و دورانش دوران لهو ولعب لقب مي گيرد . ما در  فهم دين ظلم بزرگي را به نسل هاي تحت حكومت دين كرده ايم هرگز روح و پايداري وتداوم دين را مشخص ننموده ايم و بر اين پايه هم قضاوت شديم و هم قضاوت كرديم . يكتا پرستي خورشيد پر نوري است كه اگر در وجودمان به درستي ادراك شود ، اقماري از استعداد هايمان بر مدار آن و بر اساس جاذبه هاي وجوديش خواهد گشت و از نور آن روشني گرفته و بر محيط اطراف خود اثر بخشي مي كنند . اگر بر اين باوريم كه دين ما عين سياست ماست و سياست ما عين ديانت ما ،  نشان از همين اصل دارد . اگرچه دنيا پرستان دين فروش بر اين جمله اجحاف كرده اند ... وبه اسم دين ، سياست هاي قدرت طلبانه خود را بر مردم تحميل مي كنند ، نه ، اين جمله نشان از ضعف دين در بازي سياست ندارد . نشان اين است كه قمر حركت انسان سياست باز ، نورش را از يكتا پرستي نمي گيرد ومحور حركتش بر اساس جاذبه هاي رحماني ستاره وحدت نيست. حركتي است بر محور خود پرستي ونشاني است از تاريكي .

بر قمر احساسي دينم تاختي وآن را بي فروغ و خالي از روح دين نشان دادي ، من هم در اين تقابل با تو موافقم كه احساسي كه نور از معرفت حضرت حق نگيرد ، اجرامي بي فروغ مي باشند كه نه تاثير گذار است و نه متاثر .ولي اگر نوراني به مقام يقين شد، اثرات غير قابل انكاري در فرديت فرد و اجتماع افراد خواهد گذاشت كه اگر چنين نبود بزرگان دين تك بعدي بر نقش اجتماعي خود اصرار مي ورزيدند و از شستشوي روح خود در نجوا هاي شبانه غافل مي شدند .

غبار روبي از روح قطعا نياز به حركات احساسي در زمان هاي خاص دارد كه هدفمند با قصد تقرب و با نيت منور شدن از منبع نور بايد انجام شود .آنچه دل مشغولي اين روز هايم شده است گرد وغباري در حول محور اين احساس است. عده اي با اصل كردن اين احساس، حركت بخشي آن را در دست گرفته و با اميال خود ، تخدير كننده افراد ميداني اين احساس مي شوند . وآن سر طيف صدا هايي كه از نوراني شدن احساسات انساني هراسان هستند و آن را به سخره مي گيرند ، و انسان هايي كه در بين اين دو طيف سرگردان خود را مي يابند و بر زيبايي اين احساس ، نقاشي هاي زيبا ترسيم مي كنند و با حركتش رودخانه هاي سركش جاري .

 

217608_orig.jpg

 

دين زاري كردن و سينه زدن مداوم نيست ، ولي زنده نگه داشتن حركت رودخانه هاي سركش، غليان احساسات پاك در طول زمان ، الگو ساز و انسان ساز است . اگر بر حسين(ع) مي گرييم و بر ظالم مي تازيم و به كاروان در حركتش مي پيونديم اين عين حركت است . اين كلاس ظلم شناسي وظلم ستيزي است اگر با چشم دل وارد آن شديم ، اين اقتدا كردن به نماز سياسي امام (ع)است امامي كه 7 طواف خانه ظاهر دين را ترك كرد وبه خانه عشق طواف آغاز كرد . امامي كه محور حركت خود را اصلاح امور جامعه ناميد و امر به نيكي درجامعه را  در هر طواف فرياد زد . از اين جاري تر در هيچ جامعه اي نمي بينم از اين زلال تر آبي نيافتم .آخر چه طور مي شود اين حركت را نبينيم.

چرا جنسيتي به دين مي نگريم . فاطمه(س) وعلي (ع) در حركت يكي هستند همان طور كه زينب (س) و حسين (ع) در حركت يكي هستند. عقلا اقتدا كردن به يكي از اجزاء ، مفهمومي ندارد اگر به عنوان الگو استناد به يكي از آنان مي كنيم ، بايد تمام ابعاد ديگرش را نيز خوب بشناسيم ودر مجموع شناخت هاي وي به تفسير يك عمل بنشينيم . اين بدعتي بزرگ در دين است كه فاطمه(س) الگوي زنان و علي (ع) را الگوي مردان بدانيم وحسين (ع) را سرمشق مردان و زنان را رهرو زينب (س). بر اساس امكانات عقلي ، روحي و احساسات دروني افراد ، هركدام از اين بزرگان مي توانند الگوي تمامي بشر ، منهاي جنسيت ، شوند . اگر حضرت زينب (س)گوشواره دختران را ، از سر بي نيازي بسوي دشمن مي ريزد ، و جاي ديگر بر تارك ظلم ، خنجر زبان مي گشايد و براي طول تمام تاريخ ، گوش تا گوش سر از پيكر مكر وفريب و دينداري خلفاي زمان خود مي برد ، شب نيز در نجواهاي شبانه تهجد را ترك نمي كند ودر خرابه شام بربزرگداشت حسين (ع) براي زنده نگه داشتن حركتش مرثيه جدايي مي خواند . نشان  گرفتن يك حركت منفصل از مجموعه اعمال الگو ها ، مثل ماندن بر ركوع وسجده در اقتداي به امام است .  قيام و قعود و قنوت و دعا را نديدن است . بيا در اين يكي هرگز فمنيستي بر دين ننگريم . حركت حضرت زينب (س)به زيبايي حركت حسين (ع) است و خطبه فدك حضرت زهرا (س) به بزرگي و شكوه سكوت علي (ع) براي احيا و دوام دين . كه احيا ي دين روشني است و اين روشنايي تخدير و تحميق نيست ،  تعقل انديشه ساز ومحرك است . از تكفير شدن به خاطر اظهاراتت شاكي شدي ، با اين پتك بر سر احساس كوفتي و دامنه تحمل ديني را كم عرض كردي و با نگاه عريض نما ي عقل انساني ، آن را به تقابل كشيدي .

خواهرم بر سجاده دين ما هم وهب  و هم علي اكبر نماز  مي گزارند  . هيچ كدام ترجيحي  ندارند ، اگر نور از خورشيد وحدانيت گرفته  باشند و بر اساس محور خدا پرستي حركت كنند ، نوع اظهارات ديگر معنا ندارد  .

در اين جا هم ، جان دين را دو تيغه قيچي مي فشارد كه هر دو تيغه ،دين را نشناختند ، هردو آن را كم عرض نشان مي دهند ، يكي به نام دين ويكي به نام عقل . هردو از نظر من از يك جنس هستند و هر دو بر بيراهه ره سپارند . عرض دين به اندازه ستاره  درخشان وحدانيت حق است ، اگر به اين وحدت رسيده باشيم گرما بخشي اندكش هم  در غير قابل اندازه بودن وسعت اثر بخشيش قانع مان مي كند .

خواهرم بر مواضع امروز خود ضريحي زيبا كشيدي ، همه را با قل و زنجير بر بند بند اين ضريح بستي و خروج از آن را تكفير كردي .من با زبان هشدار به اين رويه ات قلم مي چرخانم . بازهم تاكيد مي كنم ، تحرك اجتماعي يكي از اقماري است  كه بايد نور از معرفت حق بگيرد تا موثر و ثمر بخش باشد در غير اين صورت حركتي كور در زماني محدود است . من به شدت از روزي مي ترسم كه چند صباحي ديگر زبان به انتقاد اين دوره خود برداري و خستگي هاي اين دورانت را به حساب بنده پروري ديگران بگذاري .

آري ما مانكن هايي نيستيم كه بر اساس شرايط تعريف شده زمان بر روي صحنه رويم و نمايش دهيم .انسان هايي هستيم كه بايد بر اساس تكامل اعمالمان ، موثر باشيم واين ميسر نيست مگر اينكه از خود بگذزيم وبه خدا نزديك شويم .

از زنان جامعه  وكالاي مصرفي سخن گفتي و بر اين رفتار خرده گرفتي ، اگر چه خود و جامعه را در حال حركت و تحول مي بينم ولي بر اين باورم كه نياز هاي زنان جامعه ما ، با جوامع ديگر بسيار متفاوت است . در جامعه ما اصل تعليم و تربيت و سياست گذاري جامعه بر اساس تعاليم زنان است اگر مردان خوبي نداريم به اين خاطر است كه معلمان خوبي نداشتيم لذا بجاي آنكه از زنان انتظار داشته باشيم  ، همرنگ تعاليم غلط خود با مردان شوند ، بخواهيم در ست تعليم دهند.

غيرت مرد از زمزمه هاي لالايي مادران نقش بيشتري مي گيرد و مظلوم بودن زن از بازي هاي تعريف شده مادران براي دختران.

در جامعه ما زنان هيچ كاره نيستند ، همه كاره هستند .اگر چه معادلات اجتماعي را چند مجهولي مي دانم و معتقدم در اين زمينه مي توان كتا بها نوشت ولي به اين بسنده مي كنم كه گاهي جنبش هاي فمنيستي جهت احياي جايگاه زن نيست ، بلكه مثل مويه مادري است كه از دختر دار شدن خود نا راحت است و بر پسر دار بودن ديگري حسد مي برد . نبايد از زن بودن ناراحت بود ، بايد با توجه به نياز جامعه و ظرفيت اجتماعي نسبت به احياي جايگاه زن و احقاق حقوش تلاش كرد.

من سخت مي ترسم كه اگر عده اي به اسم دين نان روز خود را تامين مي كنند و درد دين ندارند ، عده اي نيز با مستمسك قرار دادن موضوعات اجتماعي از جمله زنان خود را اارضاء كنند و درد دختران تن فروش را نداشته باشند.

ياد آور مي شوم  كه ان الذكري تنفع المومنين  . هدف از بعثت آخرين حامل وحي پيامبر اعظم (ص) مسلح كردن انسانها به مكارم اخلاق ميباشد. اني بعثت لاتمم مكارم الاخلاق .

در دين داري اخلاق را سر لوحه خود قرار دهيم و در مواجهه با مخالفان فكري  به جاي زبان تهديد از زبان تحبيب و منطق استفاده كنيم.

دل را به  ضريح شش گوشه اش زنجير ميكنم ، اشك را بر حرم عباسش جاري و دست نياز بر قنداقه  شش ماهه بلند ميكنم ، واز تمام شما التماس دعا دارم.

                                                                       الف - دعاگو

/ 29 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
س- شايسته

فدايی امام خامنه ای !!! فدايی بودن امام خامنه ای ( رهبريت نظام) به حق افتخاری است که هر کس خود را شايسته اين توفيق بداند ، اولا با کمال افتخار خود را معرفی مي نمايد و آنچه شايسته اين کسوت ميباشد و باعث زينت و مباهات ولايت گردد ، از خود بروز ميدهد. وقتی با ادبيات و کلام دور ازدين و منکر قيامت شما که نشات گرفته از مستی دنيا و انکار خداست ، روبرو شدم به مظلوميت امام خامنه ای پی بردم ، که اين چنين افراد بی اصالت و بی هويت و دور از منش دين خودرا فدايی رهبريت نظام جلوه ميدهند . آنچه به يقين و بر اساس اثر وضعی اعمال و نيات بر آن واقف بوده و ايمان داريم ، اين است که آن مقدار که با اين عنوان مقدس ، توهين و اسائه ادب به رهبريت نظام نموده ای ، بر هيچکس ظلم نکرده ای . يک بار ديگر سیره دین و منش رهبر را مرور کن و با تراوشات قلمت مقايسه کن!!!!.

خب بعضيا جنبه‌ی دونستن بعضی چيزارو ندارن گويا. درست حرف بزنيد ! هر کی هستيد و هر چی می‌دونيد . مثل آدم بيانش کنيد. بهتره هر کدوممون اول از همه از خودمون شروع کنيم. من وقتی خودم راه رفتن بلد نباشم ٬ نمی‌تونم دست کس ديگه‌رو هم بگیرم که راهش ببرم. يه نگاه به حرفايی که رد و بدل شده بندازين! از همون نامه‌ خانم مهاجر بگيرين تا اين جوابها و ميل ها و کامتها... «من می‌گم فلان...» «ولی من می‌گم بهمان...» «آخه به نظر من...» خدا چی ‌گفت؟ امام حسين چی گفت؟ امام زمان چی‌گفت؟ علی و فاطمه... « در کف دست زمین گوهر ناپیدایی است٬ که رسولان همه از تابش آن خیره شدند. پی گوهر باشید! »

..وایییی این جا چقدر شلوغ شده....خیلی خوشحالم که دوستان میان نظر می دن و با هم صحبت می کنن ، البته حرفم با کساییکه که ادب می فهمن ، اخلاق می فهمن ، حرمت می فهمن و درک نقد دارن..حالا هر چی فکر می کنن محترمن..اما این جناب مضحک { فدایی} که من کلی با حرف های مازوخیستیش خندیدم واقعا پدیده باحالیه....اصولا این جماعت فدایی علاقه و حرص خاصی به تهمت زدن های کثیف دارن که خب تا ذهن مریض نباشه همچین چیزایی ازش میاد بیرون..همپالگی های فدایی ، جماعت شکاک و سیاه بین ،جماعت پر از کینه و حرص و تنفر به هموطن ، جماعت مهوع با حرف های بدبو..جماعت ترحم برانگیز دیوانه قدرت..این ها نه فدایی دین ان نه فدایی میهن و نه هیچ چیز دیگه..اینا فدایی قدرت کثیفند..وای از

هانیه بختیار

این بدون نام "من" بودم که اسمم یادم رفت!!

سعيد شمس

آقای فدايی بازم که خودتونو معرفی نکردین! خوشحال ميشيم بدونم کی هستين... راستی يه چيزی! من شيعه ۱۲ امامی هستم...شما چی؟

محمد حسين منتظری(عضو ادوار دانش آموختگان موئتلفه)

بسمه تعالی ديروز که مطلب اهانت به آقای اعتماد سعيد را خواندم بسيار متاثر شدم و وظيفه شرعی خود دانستم که از دانسته های خود در مورد ايشان دفاع کنم. بنده با آقا محمد در دبيرستان موئتلفه اسلامی همکلاس بوديم ، ايشان از نظر سياسی دارای گرايشات چپ مذهبی و البته بسيار ولايتی بودند . ايشان خود برادر شهيد ، آزاده و جانباز می باشند . ايشان داری بينش سياسی فوق العاده بودند و از نظر خصائل اخلاقی فردی متدين و اک می باشند اين گونه نوشتهها (فدایی) بيشتر بوی حسد حسودان را می دهد و بيشتر قصد تخريب مقام معظم رهبری و انقلاب را دارد .ما نسبت به کار ايشان که رفع ابهامامت مطرح شده توسط افراد به اصطلاح روشنفکر می باشد تقدير می کنيم و به ايشان می گويم آقا محمد سر ت را بالا بگير و به کار خود ادامه بده اين حسودان هستند که سر افکنده وارد محشر می شوند

فريبا داوودی مهاجر

جناب اقای دعاگو از نقد منصفانه ی شما ممنونم . اگرچه بعضی از قسمتهای جوابيه‌ برای هرچه شفاف تر شدن نظرات قابل بحث است ...اما از اينکه در قسمت ها يی مطلب بنده را تکميل کرده ايد ممنونم...اميدوارم در فرصتی ديگر بتوانم راجع به و مطالبی که جای تضارب ارائ بيشتری دارد مطلبی ارائه دهم...همچنين از جناب اقای محمد اعتمادسعيد برای در اختيار گذاشتن وبلاگشان با همه ی مشکلاتی که برای ايشان بوجود امد متشکرم...اميدوارم بتوانيم در سايه ی تحمل و مدارا به تعالی فکری دست يابيم...

مجنون الحسين

نمی دونم چی بايد بگم ولی از اينکه وبلاگ آقا صادق سوت و کور شده حس خوبی ندارم. اميدوارم بدون خداحافظی از جمع ما نرن و اميدوارم اين سککوت موقتی باشه. يا علی

حسن فهیمی

فدایی امام خامنه ای (به اصطلاح) از کجا معلوم که از اردوگاه منافقین نباشی چون شیوه سخنت و بی توجهی به قداست حضرت ایت الله خامنه ای شیوه و روش منافقین ضربه خورده ی انقلاب می باشد.

امير فرجادی

آقای محمد صادق اعتماد سعيد با سلام .. آنچه بر همه ما و دوستان و آشنايان خانواده محترم و شهيد پرور شما روشن است پاکی و قداست حاج آقا و همه خانواده می باشد .خواهشمند است به هر نحو ممکن اجازه ندهید که فرد مشکوک و به یقین مخالف رهبری به نام (فدایی امام خامنه ای)باعث تضعیف رهبری و بدبین شدن جوانان و عاشقان و اهل بیت به رهبری گردد. به همه بینندگان این وبلاگ می گویم به یقین این فرد(فدایی امام خامنه ای) از عناصر مشکوک و ضد ولایت می باشد ...