ما با علي(ع) چه مي‌كرديم؟!


رمضان هر سال و به ويژه شب‌هاي قدر، فرصتي است كه مردم ما تجديد خاطره از علي‌(ع) مي‌كنند و با برگزاري مراسم عزاداري، به نكوداشت و تعظيم خاطره آن امام همام مي‌پردازند و شايد تقارن ضربت خوردن و شهادت آن حضرت با دو شب از شب‌هاي احتمالي قدر، تصادفي نباشد و فرصتي باشد كه در قدر و اندازه علي(ع) نيز تفكري مجدد شود.

به نظر مي‌رسد مسئله شهادت علي(ع) مسئله كهنه‌اي نباشد؛ يعني موضوع شهادت علي(ع)، موضوعي استمراري است كه اين راه، هر ساله تعدادي شهيد و قرباني دارد و ما با بزرگداشت ياد علي(ع) و حتي امام حسين(ع) به صورت نمادين، در حقيقت به بزرگداشت همه كساني مي‌پردازيم كه شهيد اين راه هستند. حال پرسش كليدي كه در اين جا مطرح است، اين‌كه آيا اگر علي(ع) با اين مشخصات در دوران‌هاي بعدي و به ويژه دوران امروز ما مي‌زيست، سرنوشتي غير از شهادت پيدا مي‌كرد؟ يعني آيا در محراب مسجد كوفه، علي(ع) بود كه به خاك و خون كشيده شد يا علي(ع) كسي بود كه وي را به جرم پاسداري و عدالت كشتند؟ به نظر مي‌رسد كه علي(ع) تقاص عدالت بي‌مثل و مانند خويش را پس ‌داد، همان‌گونه كه حسين(ع) تقاص ظلم‌ناپذيري خويش را. البته اين مطلب مي‌تواند طرح بحث يك موضوع علمي و تحقيقي باشد كه بايد صاحب‌نظران و شيعيان راستين و واقعي علي(ع) آن را مورد تدقيق و موشكافي قرار دهند.

در اين نوشتار، سعي شده است به شرايط و مؤلفه‌هايي كه باعث شهادت علي(ع) در زمان صدر اسلام اشاره شود و به مطالعه تطبيقي اين شرايط با وضعيت موجود جامعه پرداخته شود. اگر علي(ع) را وجود مقدسي بدانيم كه به كين عدالتخواهي كشته شد، امروز نيز اين راه و قافله كشته‌هايي نخواهد داشت كه به كين عدالت شهيد شوند؟ به ديگر سخن آن‌كه شايد كمي تلخ بنماياند؛ رفتار جامعه امروز ما با جامعه آن روز كوفه و مدينه و شام تفاوت جدي خواهد داشت يا نه و آيا همان الگو، امروز نيز الگوي عدالت‌ستيزان خواهد بود؟

علي(ع) در زمان حكومت خويش با چند دسته دوست و دشمن كه سرانجام همگي به دشمن تبديل شدند روبه‌رو بود:
1ـ سابقون: شايد بتوان از اين دسته به افرادي مانند «طلحه» و «زبير» اشاره كرد؛ يعني نسلي كه انقلاب رسول گرامي اسلام را درك كرده بودند و در آن زمان، جزو صحابه و به اصطلاح افراد نزديك به رسول‌الله(ص) شمرده مي‌شدند، اما بعدها در حکومت عثمان به همين بهانه، امتيازات ويژه‌اي گرفته و زماني که امام علي(ع) مانع آن شد، برآشوبيدند. در جامعه امروز ما نيز اين گروه همواره وجود داشته و دارند. در مدل تطبيقي، افرادي هستند كه در زمان حضرت امام(ره) در مصادر درجه يك حكومتي بودند و براي خود امتيازاتي متفاوت از مردم قائلند.

2ـ مسئولان حكومت‌هاي سابق: علي(ع) پس از رسول‌الله(ص) با سه حكومت روبه‌رو شد؛ گروهي از مسئولان اين حكومت‌ها و به ويژه استانداران آنها در گروه افرادي بودند كه علي(ع)، همواره مورد آزار و اذيت اين گروه قرار داشت. نماد بارز اين گروه، معاويه بود كه در زمان عمر و عثمان، متولي حكومت شام ـ كه از مرزهاي اسلامي به شمار مي‌رفت ـ بود. در جامعه امروز ما نيز اين گروه‌ها و افراد هستند.

3ـ معترضين: عملكرد جامعه اسلامي پس از رسول‌الله(ص) و در سه حكومتي كه بر سر كار آمده بودند، منجر به تشكيل طبقه‌اي از سرمايه‌داران و ثروتمندان شده بود. اندوختن ثروت از راه‌هاي نامشروع و با استفاده از رانت‌هاي حكومتي از مشخصات بارز اين گروه بود. وجود اين گروه در جامعه امروزي ما به خوبي پيداست و نياز به كمترين استدلالي ندارد.

4ـ متحجران و افرادي كه توسعه فكري پيدا نكرده بودند و به قشر و ظاهر و پوسته دين متمسك مي‌شدند و با تفسير نادرست آيات قرآن، به زعم خويش، از علي(ع) در دريافت پيشي گرفته بودند. اين گروه كه نماد بارز آن، «خوارج» بودند، پس از دشمني‌هاي فراوان، سرانجام به قتل علي(ع) مبادرت ورزيدند و فرق عدالت را در شب نوزدهم رمضان و در محراب مبارزه با ظلم و بي‌عدالتي، شكافتند.

5ـ عامه مردم: عامه مردم معمولا تحت تأثير طبقه نخبگان جامعه قرار مي‌گيرند و به نوعي، رفتاري تبعيت‌آميز دارند. اين گروه بسيار بزرگ جامعه به خودي خود، نه تنها بد نيستند، بلكه در شرايط معمولي و عادي، طالب عدالت نيز هستند، اما به تجربه ثابت شده است كه عامه مردم، عدالت را تا آنجا مي‌پذيرند كه حق ايشان را از ديگران بستاند و آنگاه كه از ناحيه عدالت ضرري متوجه خود آنان بشود، روي خوش به آن نشان نمي‌دهند و آن را افراطي‌گري مي‌شمارند؛ بي‌دليل نيست كه در جامعه‌اي، رهبر و امام مسلمين و خليفه آنان را مي‌كشند و آب از آب تكان نمي‌خورد. به ديگر سخن، شايد عامه مردم نيز به نوعي توان پرداخت هزينه‌هاي عدالت علي(ع) كه با هيچ كس حتي فرزندان خويش مسامحه نمي‌كرد و دست ياران خويش را كه كوتاهي در امر دين ورزيده بود، قطع مي‌كرد، نداشتند. گله‌ها و شكايت‌هاي متعددي كه علي(ع) از مردم جامعه مي‌كند به خوبي ترسيم‌كننده اين شرايط است.

حاصل سخن آن‌كه علي(ع) حتي اگر در جامعه امروز ما زندگي مي‌كرد، چه بسا سرنوشتي جز سرنوشت غم‌انگيز صدر اسلام نداشت. بسيار ساده‌انديشي و ناپختگي خواهد بود اگر گمان كنيم كه جامعه علي(ع) افرادي بي‌دين و ناآشنا با مباني ديني و دستورهاي شرع مقدس بوده باشند. برعكس، در آن جامعه، افراد بسيار بزرگ و صحابه رسول‌الله(ص) بودند كه حتي در يك دوران تحت تربيت انسان‌ساز رسول‌الله(ص) به طور مستقيم قرار گرفته بودند. در آن جامعه «سيف‌الاسلام»ها داشتيم؛ كساني كه در گسترش اسلام و در جهادهاي فراواني بعضا هم‌ركاب حسنين(ع) شركت كرده بودند و بيشترين سهم را در گسترش تصرفات اسلامي داشتند؛ اما بر خلاف بسيجي‌هاي گمنام و بي‌ادعاي جامعه، خود را مستحق امتيازات ويژه و مال و منال و پست و مقام متفاوت از مردم مي‌دانستند و طبعا عدالت‌خواهي علي(ع) آنچنان دقيق و شفاف بود كه هيچ‌گونه اضافه‌خواهي را به هيچ دليل نمي‌پذيرفت. آري، اگر دقت كنيم، خواهيم ديد كه امروز نيز جامعه ما به همان دلايل، تاب عدالت علوي و جامعه موعود مهدوي(عج) را ندارد و شايد برترين دليل غيبت مهدي(عج) كه بنا به روايات امامان معصوم، عدالت علوي را كاملا در جامعه برقرار مي‌كند، همين باشد.
اللهم عجل فرجه

/ 0 نظر / 4 بازدید