فرياد يا محمدا ... حسين رسيد به کربلا

http://i16.tinypic.com/29b2aux.jpg

شب دوم ...

وقتی وارد کربلا می شوی ... غریت خاصی دلت را می گیرد ... ناگهان احساس می کنی کهزیر لب داری نجوای حزن انگیزی را زمزمه میکنی ... دلت برای همه تنگ می شود ... دوست ، رفیق و آشنا ... همه و همه ...با نگاهت به اطراف به دنبال آشنایی می گردی که با دیدن او مقداری غربت درونی ات کم شود ...

شاید غربت کربلا به خاطر آن است که روزی در آن جا دل بی بی زینب  دلش لرزید ... همان روزی که به حسین می گفت : داداش بیا برگردیم ... از این جا بوی جدایی می آید ... نمی دانم چرا داداش یاد مادرم افتادم... یاد فرق شکافته بابام افتادم ... می ترسم دوباره این اتفاقات را ببینم ... داداش می ترسم در این جا اتفاقی برایت بیفتد ... حسین جان خدا سایه ات را از سرمن کم نکند ... بیا برگردیم ... حسین جان تو سالار زینبی ... زینب بی یاور نزار ...

خدایا مارا کربلایی کن ...

/ 3 نظر / 5 بازدید
سيد

با سلام و تسليت به مناسبت فرارسيدن ماه محرم باز اين چه نواست ، وز کجا مي‌آيد ؟ اين نغمه به گوش آشنا مي‌آيد يا رب چه غبار دلنشيني است که باز بر لوح دل از خاطره ها مي‌آيد ؟ از شهر نبي ، مسافري سرگردان با قافله اش ، به کربلا مي‌آيد اين عاشق سرگشته حسين است حسين کاينجا به مشيت خدا مي‌آيد وبلاگ پيامبر اعظم آماده پاسخگويي به سوالات و شبهات شما مي باشد

غلام حسین

سلام وبلاگ عطشان با موضوع ام الشهید آپدیت شد یا علی

متروک

کاش... دلامون يه بار ديگه بشه خدايی. کاش... همه‌مون يه روز بشيم کرب و بلايی.