ايستگاه سوم ؛ ليله قدر ... شب آخر

         24296_.jpg

مثل یک صاعقه بود ... هیچ باورم نمی شود که امشب شب بیست سوم باشد  ... آری ؛ امشب آخرین شب قدر است ... ولی هنوز من که برای خودم کاری نکردم ... اگر امشب هم تمام شود دیگه چیکار کنم ... به خدا با کلی آرزو آمدم ... می دانم بدم ؛ می دانم خطا کار هستم ... ولی خیلی حقیر تر از این حرف هام که بخواهم مورد رحمتت قرار نگیرم ... خدا ؛ رک بگویم توشه خیری ندارم که بخواهم دل به آن ببندم ... ولی امشب به مغفرت تو دل بستم ... می خواهم بگم امشب می خواهم در مقابل همه ؛ چه کسانی که به من بدی کردند وچه کسانی که خوبی با شتری دیدی ندیدی برخود کنم ... ولی خدا تو هم بیا با من شتر دیدی ندیدی  کن ... هرچه باشد بخشش مال توست ... نیاید روزی که من بنده حقیر تو ببخشم و تو عبد محبوب از ما نگذری ...

                                                                                                  خدایا ما را کربلایی کن ...

/ 1 نظر / 5 بازدید
متروک

آره خيلی زود رسيد. از اون بدتر اينه که ماه‌رمضان هم داره تموم می‌شه. من که يه جورايی دارم می‌ترسم. چون اگه به اون چيزی که بايد نرسم... رفت تا سال ديگه ! تا اون موقع کی‌زنده‌س کی‌مرده البته بعضيا می‌گن می‌شه هر شبت مثل شب قدر باشه... والا من که شب قدرم هم مثل شب قدر نيست ٬ چه برسه به بقيه‌ی شبا. خدايی اگه امشب بر فرض محال يا من افتادين دعا کنيد.