احسان جان خداحافظ ...

نمی دانم چه بگویم ... چه باید بگویم ... تو این مدت که هر که ، هر چه خواست نوشت به دنبال حرف دلی بودم که بتوانم با گفتن آن خودم را آرام کنم ... هیچ نمی دانستم اولین سخن من بعد از این سکوت ، خبر رفتن تو باشد .

هیچ باورم نمی شد رفیق ، روزی پیکر بی جان تو را بر روی دستان ببینم . زمانی این مطلب را می نویسم که هنوز پیکر بی جان تو به خاک نرفته است هنوز عبارات تلقین برای تو خوانده نشده است ولی این را میدانم تو به اعتقادات خود یقین داشتی و به آن عمل کردی و مطمئن هستم امشب در اولین شب آرامش خود که مصادف با شب جمعه، شب زیارتی ارباب حسین است امشب بر سر سفره آقا دعوت خواهی بود ...

آری این نوکر اهل بیت است که امروز از پیش ما رفت ...این سینه زن امام حسین است که از پیش ما رفت ... این گریه کن زهراست که از پیش ما رفت ...نمی دانم نبودنت را چگونه باور کنم ... تنها، آیه (( انالله و انا الیه راجعون )) که دلم را آرام می کند ...

آهای بچه های عشاق الحسین ، آهای بچه هیئتی ها این احسان معصومی است که می گویم ، همونی احسانی که تو محرم با هم سینه می زدیم ... تو شب های قدر با هم الهی العفو گفتیم ...                                                                                               احسان رفت ...

برای شادی روحش فاتحه بخوانید ...

                             ( ببخشید اگر بد نوشتم در حالت عادی ننوشتم )

    خدا یا احسان را هم کربلایی کن ...                                      خدایا مارا هم کربلایی کن ...

/ 4 نظر / 7 بازدید
محم علی بخشيان

سلام محمد اقا من کربلا هستمالنم تو کافی نتم از طريق مسيج متوجه شدم اگه امکان داره داستان احسان عزيز رو برام تو وب لاک بذار فردا بخونم دعا کوی شما محمد علی بخشيان

مهدی هاشمی

خدایش بیامرزد . باشد جایش کنار ائمه معصومین محمد صادق چه جوری مرده ؟ به من بگو مهدی هاشمی

مجنون الحسين

سلام.به همه عشاق الحسينيا تسليت می گم... ان شائالله که با ابا عبدالله و شهدای کربلا محشور بشه. آقا صادق ديگه تحويل نمی گيری برادر...از ما بدی ديدی؟

مجنون الحسين

بابته غلط تایپی شرمنده :ان شاءالله *